Print Sermon

هدف این وبسایت این است که متن رایگان خطابه‌ها و ویدیوهای آنها را در سراسر جهان در اختیار شبانان و میسیونرها قرار بدهد، بخصوص برای کشورهای جهان سوم که در آنها فقط چند دانشکده الهیات یا مدارس دینی ممکن است باشد یا اصلأ وجود نداشته باشد.

متن مکتوب این خطابه‌ها و ویدیوها را هر ماه حدود یک و نیم میلیون رایانه در بیش از ۲۲۱ کشور از آدرس اینترنتی www.sermonsfortheworld.com دریافت می‌کنند. صدها نفر دیگر هم ویدیوی آنها را در یوتیوپ تماشا می‌کنند ولی زود از آن دست می‌کشند و به وبسایتمان مراجعه می‌کنند. یوتیوپ افراد را به وبسایتمان هدایت می‌کند. متن دستنویس خطابه‌ها هر ماه به ۴۲ زبان و به ۱۲۰ هزار رایانه ارائه می‌شود. این خطابه‌ها از حق چاپ برخوردار نیستند، در نتیجه واعظین می‌توانند بدون گرفتن اجازه از آنها استفاده کنند. همچنین صدها ویدیو از موعظه‌های دکتر هایمرز و شاگردانش موجود است. لطفاً اینجا را کلیک کنید تا ببینید که چطور می‌توانید بصورت ماهیانه با مبالغ اهدایی خود در این امر خطیر یعنی گسترش انجیل به تمامی‌جهان به ما کمک کنید.

هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می‌نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را قید بفرمایید. ایمیل دکتر هایمرز rlhymersjr@sbcglobal.net می‌باشد.


بازگشت واقعی دکتر جان سونگ
(خطابه ی ارائه شده در جشنواره چینی اواسط پاییز)

THE REAL CONVERSION OF DR. JOHN SUNG
(A SERMON GIVEN AT THE CHINESE MID-AUTUMN FESTIVAL)
(Farsi)

دکتر ر. ل. هایمرز
by Dr. R. L. Hymers, Jr.

خطابه‌ی موعظه شده در کلیسای باپتیست لس آنجلس
صبح روز یکشنبه، ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۸
A sermon preached at the Baptist Tabernacle of Los Angeles
Lord’s Day Morning, September 23, 2018

"زیرا که شخص را چه سود دارد هر گاه تمام دنیا را ببرد و نفس خود را ببازد؟" (مرقس ۸:۳۶).

۴ ژوئن سال ۲۰۱۸، بیست و نهمین سالگرد "قتل عام میدان تیانانمن" را رقم زد. در سال ۱۹۸۹ هزاران دانشجوی چینی به مدت شش هفته بطور مسالمت آمیز راهپیمایی می‌کردند و درخواست آنها آزادی بیشتر افکار بود. بعد در ساعات اولیه ۴ ژوئن، نظامیان دولت بر تظاهر کنندگان بی‌سلاح آتش گشودند و هزاران نفر را کشته و تعداد بیشتری را مجروح کردند. هونگ یوجیان که یک دانشجوی مبادله‌ای از دانشگاه پنسیلوانیا در آنجا بود، این خشونت را در آن موقع از تلویزیون تماشا می‌کرد. او می‌گفت که قتل عام میدان تیانانمن باعث شد تا امیدش به علوم و سیاست قطع شود و او را به یک مسیحی تبدیل نماید.

او می‌گوید که کشتار تیانانمن به او و دیگران کمک کرد تا گناه خودشان و نیاز به مسیح را بهتر ببینند: "فکر می‌کنم که خدا از این واقعه استفاده کرد تا راه را هموار کرده و قلوب مردم چین را آماده سازد" (World Magazine, June 6, 2009, p. 38).

"همه چیز بهر عیسی." این سرود را بخوانید!

همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛
همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛
   (“All For Jesus” by Mary D. James, 1810-1883).

مجله وورلد گفته،

نرخ رشد مسیحیت در چین در ۲۰ سال گذشته به حد انفجار رسیده است. متخصصین سرعت بالای شهرنشینی و شمار فزاینده متفکرین بانفوذی که به مسیح گرایش پیدا می‌کنند عامل اصلی برشمرده‌اند (رجوع به ماخذ بالا).

در سال ۱۹۴۹، وقتی کمونیستها قدرت را در چین به دست گرفتند، کمتر از یک میلیون مسیحی چینی وجود داشت. امروزه تخمین زده می‌شود که بیش از ۱۶۰ میلیون مسیحی در چین زندگی می‌کنند! هم اکنون تعداد مسیحیان چینی در کلیساها در روز یکشنبه بیشتر از مجموع مسیحیان آمریکا، کانادا، بریتانیا و استرالیا است! دکتر س. ل. کیگن که یک آمارگر هستند، تخمین می‌زنند که هم اکنون بیش از ۷۰۰ بازگشت به مسیحیت در هر ساعت از شبانه روز در چین اتفاق می‌افتد. "همه چیز بهر عیسی." دوباره این سرود را بخوانید!

همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛
همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛

تاریخ مسیحیت در چین باید برای مسیحیان جاهای دیگر خیلی جالب باشد. جنبش میسیونری معاصر در چین با رابرت موریسن (۱۷۸۲-۱۸۳۴) شروع شد. جامعه میسیونری لندن در سال ۱۸۰۷ موریسن را به چین فرستاد. او با کمک همکارش ویلیام میلن تمامی کتاب مقدس را تا سال ۱۸۲۱ به زبان چینی ترجمه کردند. در طی ۲۷ سال از عمر او در چین فقط تعداد کمی از چینی‌ها تعمید گرفتند – با اینحال همه آنها مسیحیان ایماندار باقی ماندند. ترجمه چینی موریسن از کتاب مقدس و چاپ و نشر ادبیات انجیلی، شالوده مسیحیت کلیسای انجیلی یا پروتستان در چین را بنا نهاد.

در سال ۱۸۵۳ یک پزشک انگلیسی به نام جیمز هودسن تیلور با کشتی به چین سفر کرد. در سال ۱۸۶۰، او مرکز بشارتی درون مرزی چین را بنیاد نهاد که اکنون بعنوان انجمن میسیونری برون مرزی شناخته می‌شود. همکاران دکتر تیلور نهایتا مسیحیت را در سرتاسر سرزمین چین منتشر ساختند. هودسن تیلور در سال ۱۹۰۵ در شهر چانگشا دیده از جهان فرو بست.

در سال ۱۹۰۱ جان سونگ بدنیا آمد. او بعنوان بزرگترین مبشر در تاریخ چین شناخته شد. بعد از به قدرت رسیدن حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹، هزاران نفر از کسانی که با موعظه‌های او بازگشت کرده بودند به ایمانشان به مسیح پایبند ماندند. تعداد مسیحیان چین در ۶۰ سال گذشته در بزرگترین احیای مسیحیت در تاریخ معاصر رشد چشمگیری داشته است. امروز می‌خواهم داستان خارق العاده دکتر جان سونگ را برای شما تعریف کنم. صحبتهایم را با خلاصه‌ای از زندگی ایشان به نقل از دکتر الگین س. مویر شروع می‌کنم.

جان سونگ (۱۹۴۴-۱۹۰۱)، مبشر شناخته شده چینی در سطح کشوری؛ متولد هینگوا فوکین از چین؛ فرزند یک شبان متودیست بود. [یک "بازگشت" ساختگی در حدود نه سالگی داشت.] دانشجویی ممتاز؛ تحصیل کرده دانشگاه وسلیان، دانشگاه ایالتی اوهایو، و دانشکده الهیات یونیون بود. دکترای خود را در شیمی گرفت. به چین برگشت تا انجیل را بجای تدریس علوم موعظه کند. با قدرت و نفوذی منحصربفرد، پانزده سال را به موعظه بشارتی در سرتاسر چین و کشورهای اطراف سپری کرد (Elgin S. Moyer, Ph.D., Who Was Who in Church History, Moody Press, 1968 edition, p. 394).

"همه چیز بهر عیسی." این سرود را دوباره بخوانید!

همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛
همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛

این خلاصه‌ای از زندگی دکتر جان سونگ بود. من فکر نمی‌کنم که او در سن نه سالگی بازگشت کرده باشد. فکر نمی‌کنم تا فوریه سال ۱۹۲۷ بازگشت کرده باشد.

خود دکتر سونگ می‌گفت که تا وقتی در سن ۲۶ سالگی در آمریکا دچار یک بحران روحانی نشد، بازگشت را تجربه نکرد. وقتی نه ساله بود یک احیا و نزول روح القدس در هینگوا رخ داد. در طول یکماه حدود ۳۰۰۰ نفر به ایمانشان به مسیح اعتراف کردند. در صبح جمعه خاکستر، او به خطابه‌ای با عنوان "عیسی در باغ جتسیمانی" گوش فرا داد. واعظ در آن خطابه شاگردان خواب زده عیسی را با نترس بودن عیسی مقایسه کرد. بسیاری از مردم در انتهای آن خطابه در غم و اندوه گریستند. جان سونگ، فرزند نه ساله یک واعظ متدیست چینی، در میان این ماتم زدگان بود. بنظر می‌رسد که جان سونگ زندگی‌اش را به مسیح تقدیم کرد، اما در آن زمان بازگشت واقعی را تجربه نکرد. همانند شبان سابق من در کلیسای باپتیست چینی، دکتر تیموتی لین (که پدرش نیز یک واعظ بود)، جان سونگ شروع به موعظه کرد و تا سن سیزده سالگی به پدرش کمک می‌کرد. ولی باز هم مثل دکتر لین، هنوز بازگشت واقعی را تجربه نکرده بود. جان سونگ یک دانش آموز کوشا بود و دبیرستان را بعنوان شاگرد اول کلاسش به اتمام رساند. در طول این مدت بعنوان "شبان کوچک" معروف شد. ولی با وجود تمام غیرت و فعالیت، قلبش کاملا ارضا نشده بود. کاری که در کلیسا و خدمت روحانی انجام می‌داد به گفته خودش "شکوهمند همچو پر آبی رنگ مرغ ماهیخوار، فراوان همچو برگهای تابستان، اما بدون هیچ ثمره تازه‌ای که بشود به خداوند عیسی تقدیم کرد" توصیف شده (Leslie T. Lyall, A Biography of John Sung, China Inland Mission, 1965 edition, p. 15).

در سال ۱۹۱۹ سونگ، در سن ۱۸ سالگی، تصمیم گرفت به آمریکا برود و در دانشگاه وسلیان اوهایو بدون پرداخت هزینه‌ای پذیرفته شد. او رشته پیش پزشکی و پیش الهیاتی را شروع کرد، ولی کلاسهای پیش الهیاتی را رها کرد و تصمیم گرفت در ریاضیات و شیمی تخصص بگیرد. بطور مرتب به کلیسا می‌رفت و گروههای بشارتی در میان دانشجویان را سازماندهی می‌کرد. اما در آخرین ترم دانشگاهش از کلاسهای دینی و دعا کردن کوتاهی کرد و در یکی از امتحاناتش هم تقلب کرد. در سال ۱۹۲۳ با افتخار بعنوان یکی از چهار دانشجوی ممتاز یک کلاس سیصد نفری فارغ التحصیل شد. مدال طلا و جایزه نقدی برای فیزیک و شیمی را هم از آن خودش کرد. وی به عضویت انجمن پای بتا کاپا برگزیده شد که انجمنی ویژه از اندیشمندان بزرگ است و یک کلید طلایی به او داده شد که نشانی متمایز در دانش و علوم به حساب می‌آید.

در این زمان بورسیه‌های متعددی از دانشگاههای مختلف به او پیشنهاد می‌شد از جمله دانشگاه هاروارد. او بورسیه مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه ایالتی اوهایو را پذیرفت. فقط در عرض نه ماه توانست این دوره را به اتمام رساند! سپس بورسیه برای تحصیل در رشته پزشکی از دانشگاه هاروارد به او داده شد. همچنین پیشنهاد دیگری برای تحصیل در یک دانشکده الهیات به او شد. او احساس کرد که باید در رشته الهیات تحصیل کند، اما شهرتی که بدست آورده بود از تمایلش به کهانت کاسته بود. در عوض وارد دوره دکترای شیمی از دانشگاه ایالتی اوهایو شد. دوره دکترای خودش را فقط در عرض ۲۱ ماه به اتمام رساند! در نتیجه اولین دانشجوی چینی بود که مدرک دکترای خودش را از ایالات متحده کسب نمود. در روزنامه او را بعنوان "معروفترین دانشجوی اوهایو" توصیف کردند. "اما در عمق قلبش هنوز آرام و قرار نداشت. در دوران رکود بزرگ اقتصادی یک نوع ناآرامی روحانی در او شروع به گسترش کرد" (Lyall, ibid., p. 22).

در این دوره او تحت تاثیر الهیات لیبرال و تعلیماتشان در خصوص "انجیل اجتماعی" قرار گرفت. الهیات لیبرال می‌گوید که عیسی یک نمونه قابل تقدیر است، اما یک نجات دهنده نیست. بنظر می‌رسد که جان سونگ وقتی نه ساله بود، عیسی را بعنوان یک "نمونه قابل تقدیر" می‌دید و به این خاطر آن بازگشت ساختگی را در آن موقع تجربه کرد. ولی خدا هنوز او را دعوت می‌کرد. یک شب که تنها نشسته بود بنظر رسید که صدای خدا را می‌شنود که به او می‌گوید، "زیرا که شخص را چه سود دارد هر گاه تمام دنیا را ببرد و نفس خود را ببازد؟"

روز بعد او با یک استاد متدیست لیبرال بازگشت خودش را تجربه کرد. به آن استاد گفت که به آمریکا آمده بود تا الهیات بخواند. استادش سعی کرد او را متقاعد کند که برای تحصیل علوم دینی به نیویورک به یک دانشکده الهیاتی لیبرال افراطی برود. با لحظه‌ای درنگ تصمیمش را گرفت که به آنجا برود. در دانشکده الیهات به او بورس کامل تحصیلی و مقرری زندگی قابل توجهی دادند. بعدها گفت که به کهانت علاقه‌ای نداشت، بلکه فقط می‌خواست برای یکسالی الهیات بخواند تا پدرش را راضی کند و بعد به رشته علمی برگردد. در دلش آشوب و غوغایی بود.

در پاییز سال ۱۹۲۶، دکتر جان سونگ در دانشکده الهیات یونیون ثبت نام کرد. دکتر هنری سلوئن کافین که یک لیبرال افراطی بود تازه بعنوان رئیس دانشکده منصوب شده بود. در میان اساتید آنجا لیبرالهای دو آتشه‌ای مثل دکتر هری امرسون فوسدیک حضور داشتند که نویسنده چندین کتاب علیه مسیحیت انجیل باور بود. او کتابهایی مثل "کاربرد معاصر کتاب مقدس" و "روش استاد" را به رشته تحریر در آورده بود. معروفترین سخنرانی فوسدیک با عنوان "آیا بنیادگراها باید برنده شوند؟" بود (۱۹۲۲). فوسدیک هر هفته در برنامه رادیویی‌اش علیه رستاخیز جسمانی مسیح و حقانیت کتاب مقدس موعظه می‌کرد. این دانشکده سرچشمه انتقاد از کتاب مقدس و رد الهیات کلیسای انجیلی بود. "هر چیزی در کتاب مقدس که نمی‌شد بطور علمی آن را توجیه کرد بعنوان امری که ارزش باور کردن را ندارد رد می‌شد! سفر پیدایش بعنوان کتابی که غیرتاریخی است و اعتقاد به معجزات بعنوان امری غیر علمی تلقی می‌شد. عیسای تاریخی بعنوان شخصی ایده آل که باید از او تقلید کرد معرفی می‌شد، در حالیکه ارزش مرگ نیابتی او بر روی صلیب و رستاخیز جسمانی‌اش انکار می‌شد. دعا کردن را اتلاف وقت می‌دانستند. [مخالفت با] چنین دیدگاههایی را به دیده استهزا و تحقیر نگاه می‌کردند" (Lyall, ibid., pp. 29-30).

دکتر سونگ با تمام نیروی عقل و خردش در مطالعه الهیات لیبرال غوطه‌ور شده بود. در طول آن سال نمرات خوبی گرفت، ولی از مسیحیت روی گردان شد و به مطالعه بودیسم و تائوئیسم پرداخت. در خلوت اتاقش شروع به گفتن وردهای کتب مقدسه بودیسم کرد به امید اینکه انکار نفس برای او آرامش به ارمغان بیاورد، ولی چنین اتفاقی نیافتد. او نوشت که، "روح من در بیابان سرگردان بود."

زندگی‌اش غیر قابل تحمل شده بود. او می‌نویسد، "نه می‌توانستم بخوابم و نه غذا بخورم... قلبم مملو از ناراحتی‌ها و غصه‌های عمیق بود." مقامات دانشکده الهیات متوجه شدند که او در حالت افسردگی مستمر قرار دارد.

در این حالت عاطفی روانی بود که با تنی چند از دانشجویان دیگر رفت تا صحبتهای دکتر ی. م. هالدمن را بشنود که یک بنیادگرا، انجیل باور و شبان اولین کلیسای باپتیست شهر نیویورک بود. دکتر هالدمن معروف بود به گفتن، "کسی که تولد از باکره را انکار می‌کند، مسیحیت کتاب مقدسی را رد می‌کند." دکتر هالدمن در تضاد کامل هری امرسون فوسدیک و دانشکده الهیات یونیون بود. جان سونگ رفت تا حرفهای او را از روی کنجکاوی بشنود. اما دکتر هالدمن آن شب موعظه نکرد. در عوض یک دختر پانزده ساله شهادت خود را داد. او از کتب مقدس آیاتی خواند و درباره مرگ نیابتی مسیح بر روی صلیب صحبت کرد. سونگ گفت که می‌توانست حضور خدا را در آن جلسه حس کند. همراهانش که از آن دانشکده الهیات آمده بودند خندیدند و مسخره کردند، اما او خودش چهار شب پیاپی دیگر به آن مراسم بشارتی رفت. "همه چیز بهر عیسی." این سرود را دوباره بخوانید.

همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛
همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛

سونگ شروع کرد به خواندن بیوگرافی‌ها یا زندگینامه مسیحیانی همچون جان وسلی، جورج وایت فیلد و دیگر واعظین بزرگ، تا قدرتی را که در آن جلسات بشارتی در اولین کلیسای باپتیست حس کرده بود کشف کند. در یکی از کلاسهای آن دانشکده یک سخنران شدیدا علیه مرگ نیابتی مسیح روی صلیب صحبت می‌کرد. جان سونگ در انتهای سخنرانی ایستاد و جواب او را در برابر شاگردان بهت زده داد.

بالاخره، در ۱۰ فوریه سال ۱۹۲۷، او یک بازگشت واقعی را تجربه کرد. "تمام گناهان زندگی‌اش را که در برابرش گسترده شده بود دید. اول بنظر رسید که راهی برای رهایی از گناهانش وجود ندارد و باید به جهنم برود. سعی کرد گناهانش را فراموش کند، ولی نتوانست. آنها قلبش را سوراخ می‌کردند. بعد داستان صلیب در لوقا ۲۳ را باز کرد و در حالیکه آنرا می‌خواند، برای او این داستان زنده شد... بنظرش آمد که آنجا در پای صلیب است و تمنا و خواهش می‌کند که در خون مقدس [مسیح] از گناهانش پاک بشود... همچنان گریه می‌کرد و تا نیمه شب دعا می‌کرد. بعد [بنظر رسید] صدایی می‌گفت، 'پسرم، گناهانت بخشیده می‌شود،' و یکباره همه بار گناه انگار از شانه‌های او افتاد... با فریاد 'هللویاه' از جا پرید!" (Lyall, ibid., pp. 33-34). در راهروهای خوابگاه شروع به دویدن و شکر کردن خدا کرد. در این لحظه با همه درباره اینکه به مسیح نیاز دارند صحبت می‌کرد، از جمله با همکلاسی‌ها و معلمهایش در دانشکده الهیات. حتی به هری امرسون فوسدیک گفت که لازم است نجات پیدا کند. "همه چیز بهر عیسی." دوباره این سرود را بخوانید!

همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛
همه چیز بهر عیسی! همه چیز بهر عیسی! همه ایام و همه اوقاتم؛

رئیس دانشکده الهیات فکر می‌کرد که او عقلش را بخاطر کوششهای سخت دانشگاهی از دست داده و از او خواست که در بخش روانپزشکی یک درمانگاه مجنونین بستری بشود. او شش ماه را در آنجا سپری کرد. او را مجبور کردند که یک جلیقه مخصوص ضد حرکت بپوشد. در طول آن زمان کتاب مقدس را از ابتدا تا انتها چهل بار خواند. "به این ترتیب آن بیمارستان روانی تبدیل شد به دانشکده واقعی الهیات برای جان سونگ!" (Lyall, p. 38). سرانجام مشروط بر اینکه به کشور چین برگردد او را آزاد کردند – و دیگر نباید به آمریکا برمی‌گشت. جان سونگ رابطه‌اش را با دانشکده الهیات قطع کرد و کتابهای آن دانشکده را سوزاند و آنها را "کتابهای شیطانی" خطاب کرد.

در برگشتش به چین می‌دانست که به راحتی می‌توانست کرسی استادی در رشته شیمی یک دانشگاه چینی را بدست بیاورد. "یک روز، وقتی که کشتی حاملش به انتهای سفرش نزدیک می‌شد، جان سونگ به کابینش رفت و مدارک، مدالها و کلیدهای انجمنهای ویژه را از صندوقچه‌اش درآورد و از روی عرشه [به دریا] پرت کرد. همه چیز بجز مدرک دکترایش را که برای رضایت پدرش آن را نگه داشته بود" (Lyall, p. 40).

دکتر جان سونگ در پاییز سال ۱۹۲۷ در شانگهای از کشتی پیاده شد تا به معروفترین مبشر انجیل در تاریخ چین تبدیل بشود. اغلب او را "وسلی چین" خطاب می‌کنند. جان سونگ بدل شد به قویترین واعظ انجیل. بیش از ۱۰۰ هزار نفر در چین فقط در سه سال با موعظه او بازگشت کردند! او همچنین در برمه، کامبوج، سنگاپور، کره، اندونزی و فیلیپین موعظه کرد. همیشه با مترجم موعظه می‌کرد، حتی در چین، چون لهجه و گویشش کاملا برای همه آشنا نبود. مثل جورج وایت فیلد، جان سونگ شخصا کسانی را که به موعظه‌اش پاسخ می‌دادند مشاوره می‌داد. "مسیحیان امروز در چین و تایوان تا حد زیادی مدیون خدمات روحانی سونگ هستند؛ او یکی از عطایای بزرگ خدا در قرن بیستم برای شرق دور بود" (T. Farak, in J. D. Douglas, Ph.D., Who’s Who in Christian History, Tyndale House, 1992, p. 650). بهترین بیوگرافی کوتاه دکتر سونگ نوشته کشیش ویلیام ی. شوبرت است با عنوان، "من جان سونگ را بخاطر دارم،" که از سایت www.strategicpress.org در دسترس است. اینجا را کلیک کنید تا بیوگرافی کشیش شوبرت را خریداری کنید. اینجا را کلیک کنید تا بیوگرافی دکتر جان سونگ به قلم لسلی لیال را تهیه کنید (که بخوبی کتاب شوبرت نیست ولی جالب است و کمی‌منتقدانه است). اینجا را کلیک کنید تا یادداشتهای روزانه دکتر جان سونگ را با عنوان "ژونالی که گم شد" را خریداری کنید. اینجا را کلیک کنید تا مقاله ای درباره دکتر سونگ را در ویکیپیدیا بخوانید.

او در سال ۱۹۴۴ و در سن چهل و دو سالگی به علت ابتلا به بیماری سرطان چشم از جهان فرو بست.

"زیرا که شخص را چه سود دارد هر گاه تمام دنیا را ببرد و نفس خود را ببازد؟" (مرقس ۸:۳۶).

دعا می‌کنم که بازگشتی واقعی مثل آنچه دکتر سونگ داشت تجربه کنید. دعا می‌کنم که خدا بی‌معنی بودن این زندگی را به شما نشان بدهد؛ و خدا احساس عمیق محکومیت نسبت به گناه به شما بدهد؛ و شما را برای پاک شدن از گناه از طریق خون فدیه کننده‌اش به سمت مسیح جذب کند. وقتی به مسیح اعتماد می‌کنید تولد تازه پیدا می‌کنید و یک زندگی فوق العاده و جدید در او خواهید داشت. و دعا می‌کنم که امشب ساعت ۶:۱۵ دقیقه عصر برای شنیدن خطابه دیگری با عنوان، "با دکتر سونگ در دانشکده الهیات لیبرال" به اینجا برگردید (برای خواندن اینجا را کلیک کنید). آمین. لطفا بایستید و سرود شماره یک از سرودنامه‌تان را به نام، "عیسی همه را پرداخت" بخوانید.

می‌شنوم ناجی می‌گوید، "قوتت به یقین اندک است،
فرزند ضعف، هشیار باش و دعا کن، کل در کل را در من بیاب."
عیسی همه را پرداخت، تنها به او مدیونم؛
گناه لکه ای سرخ بر جای گذاشت، او آن را به سفیدی برف شست.

خداوندا، اکنون بواقع قوتت را می‌یابم و تنها قوت تو،
می‌تواند لکه های جذام را بزداید و قلب سنگدل را نرم کند.
عیسی گفت همه چیز را، تنها به او مدیونم؛
گناه لکه ای سرخ بر جای گذاشت، او آن را به سفیدی برفت شست.
      (“Jesus Paid It All,” Elvina M. Hall, 1820-1889).


هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را برای ایشان قید بفرمایید، در غیر اینصورت نمی تواند به شما جواب بدهد. اگر این خطابه شما را برکت داد، دکتر هایمرز می خواهد اینرا از طرف شما بشنود، ولی وقتی برای دکتر هایمرز می نویسید به او بگویید که اهل چه کشوری هستید. ایمیل دکتر هایمرز این است (اینجا را کلیک کنید) rlhymersjr@sbcglobal.net می توانید به هر زبانی برای دکتر هایمرز بنویسید، اما اگر می توانید به زبان انگلیسی بنویسید. اگر می خواهید با پست برای او بنویسید، آدرس او چنین است: P.O. Box 15308, Los Angeles, CA 90015. می توانید با شماره تلفن ۰۴۵۲-۳۵۲ (۸۱۸) با او تماس بگیرید.

( پایان موعظه)
شما می توانید موعظه های دکتر هایمرز را هر هفته در اینترنت به این آدرس بخوانید
www.sermonsfortheworld.com
روی "موعظه ها بفارسی" کلیک کنید.

متن دستنویس این خطابه ها از حق چاپ برخوردار نیست. شما می توانید بدون اجازه دکتر هایمرز از آنها استفاده
کنید. اما تمام پیامهای ویدیویی دکتر هایمرز و تمام ویدیوهای دیگر کلیسای ما، از حق چاپ برخوردارند و فقط با
گرفتن اجازه قابل استفاده هستند.

سرود تک نفره پیش از خطابه توسط آقای بنجامین کینکید گریفیت:
“All For Jesus” (Mary D. James, 1810-1883).