Print Sermon

متن دستنویس این خطابه ها و ویدیوها را هر سال حدود یک و نیم میلیون رایانه در بیش از ۲۱۵ کشور از آدرس اینترنتی www.sermonsfortheworld.com دریافت می کنند. صدها نفر دیگر هم ویدیوی آنها را در یوتیوپ تماشا می کنند ولی زود از آن دست می کشند و به وبسایتمان مراجعه می کنند. یوتیوپ مردم را به وبسایتمان هدایت می کند. متن دستنویس خطابه ها به ۳۵ زبان و به حدود ۱۲۰ هزار رایانه هر ماه فرستاده می شود. متن این خطابه ها از حق چاپ برخوردار نیست، در نتیجه واعظین می توانند بدون کسب اجازه از آنها بهره برداری کنند. لطفاً اینجا را کلیک کنید تا ببینید که چطور می توانید بصورت ماهیانه با مبالغ اهدایی خود در این امر خطیر یعنی گسترش انجیل به تمام جهان حتی ملل مسلمان و هندو به ما کمک کنید.

هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را قید بفرمایید، در غیر اینصورت ایشان نمی توانند به شما جواب بدهند. این آدرس ایمیل دکتر هایمرز است rlhymersjr@sbcglobal.net.


سه واژه‌ای که راز کلیسای اولیه را
برملا می‌کنند!

THREE WORDS GIVE THE SECRET
OF THE EARLY CHURCH!
(Farsi)

دکتر ر. ل. هایمرز
by Dr. R. L. Hymers, Jr.

خطابه‌ی موعظه شده در کلیسای باپتیست لس آنجلس
عصر روز یکشنبه، ۱۹ نوامبر ۲۰۱۷
A sermon preached at the Baptist Tabernacle of Los Angeles
Lord's Day Evening, November 19, 2017

”و هر روزه در هیکل به یکدل پیوسته می‌بودند و در خانه‌‌‌ها نان را پاره می‌کردند و خوراک را به خوشی و ساده دلی می‌خوردند و خدا را حمد می‌گفتند و نزد تمامی خلق عزیز می‌گردیدند و خداوند هر روزه ناجیان را بر کلیسا می‌افزود“ (اعمال رسولان ۴۷، ۲:۴۶).

کلیساهای ما در حال شکافته شدن و مردن هستند. آنها بیش از ۸۸ درصد از جوانهای بین ۱۶ تا ۳۰ سالشان را دارند از دست می‌دهند. جورج بارنا، نظر سنج معروف، سالهاست که این مطلب را به ما می‌گوید. ”شورای باپتیست‌های جنوب در باب زندگی خانوادگی“ گفته، ”۸۸ درصد بچه‌هایی که در خانواده‌های مسیحیان انجیلی بزرگ شده‌اند، در سن [حدود] ۱۸ سالگی کلیسا را ترک می‌کنند و هرگز برنمی‌گردند“ (Baptist Press, June 12, 2002). همچنین، معلوم شده که کلیساهای ما خیلی سخت می‌توانند کسی را از این دنیا به کلیسا بیاورند. دکتر جیمز دوبسون گفته، ”۸۰ درصد رشد کلیسا در نتیجه تبادل اعضای یکدیگر است“ (“Focus on the Family Newsletter,” August 1998). جن هت میکر، یک نویسنده عضو کلیسای انجیلی، گفته، ”نه تنها نمی‌توانیم افراد جدید [به کلیسا] جذب کنیم، بلکه آنهایی را هم که داریم نمی‌توانیم نگه داریم. تقریبا نیمی از کلیساهای آمریکا نتوانستند در سال گذشته حتی یک عضو جدید را از طریق بازگشت به اعضای خودشان اضافه کنند... ۹۴ درصد کلیساها یا اصلا رشد نکردند و یا [اعضایی هم] از اجتماعاتی که به آنها خدمت می‌کنند از دست دادند... این روند کاملا رو به کاهش داشته و با این سرعت ['بقای' مسیحیت در خطر است]“ (Interrupted: When Jesus Wrecks Your Comfortable Christianity, NavPress, 2014, pp. 79, 80).

حالا به باپتیست‌های جنوب نگاه کنید. گزارشی از کارول پایپز در نشریه ”باپتیست‌های جنوب کالیفرنیا“ گفته، ”کلیساها بیش از دویست هزار عضوشان را [سال گذشته] از دست دادند، یعنی بزرگترین کاهش در طول یکسال از سال ۱۸۸۱ تا به حال (شرح حال سالانه کلیسا)... تعمیدهای گزارش شده در هشت سال از ده سال گذشته سیر نزولی داشته‌اند که فقط‌ در سال گذشته به پایین ترین میزان خود از سال ۱۹۴۷ رسید. تام رانیر [یک مقام شبکه SBC] گفته، 'این سیر نزولی به یکی از موضوعات فرقه کلیسای ما بدل شده... و این مسئله قلب من را به درد می‌آورد.' دکتر فرنک پیج، [یکی دیگر از رهبران باپتیست‌های جنوب] گفته، 'حقیقت این است که، ما اعضای کمتری در کلیساهایمان داریم که پول کمتری هم می‌پردازند چون ما افراد تازه برای کلیسا صید [نمی‌کنیم] و آنها را با دستورالعمل‌های روحانی خداوندمان آشنا نمی‌کنیم.' او ادامه می‌دهد، 'خدا ما را ببخشد... خدا به دادمان برسد شاید در این خصوص جدی تر عمل کنیم... یعنی شاگردی به سبک کلیساهای قرن اول.'“ (رجوع به ص. ۴).

این ارقام تصویری غم زده و گرفته از کلیساهای آمریکا را ارائه می‌دهند. آنها اعضای خودشان را از دست می‌دهند و به سختی حتی یکنفر را از این دنیا بدست می‌آورند. حتی کلیساهای اعظم فقط چند نفر نوکیش را از این دنیای گمشده به جمع خود اضافه می‌کنند.

این تصویر غم انگیز کلیساهای ما در آمریکا و دنیای غرب است. حالا کلیساهای ما را با کلیسای اولیه در کتاب اعمال رسولان مقایسه کنید. من دوباره این متن را می‌خوانم،

”و هر روزه در هیکل به یکدل پیوسته می‌بودند و در خانه‌‌‌ها نان را پاره می‌کردند و خوراک را به خوشی و ساده دلی می‌خوردن و خدا را حمد می‌گفتند و نزد تمامی خلق عزیز می‌گردیدند و خداوند هر روزه ناجیان را بر کلیسا می‌افزود“ (اعمال رسولان ۴۷، ۲:۴۶).

چه تضادی! آنها پر از شادی بودند! هر روزه با هم جمع می‌شدند! دائما خدا را تمجید می‌گفتند! ”و خداوند هر روزه ناجیان [نجات یافتگان] را بر کلیسا می‌افزود“ (اعمال رسولان ۲:۴۷).

دکتر مارتین لوید-جونز گفته، ”جایی که باید به آن رجوع کرد کتاب اعمال رسولان است. اینجاست آن داروی تونیک [داروی تقویت کننده]، اینجاست آن مکان روح انگیزی که حیات خدا در کلیسای اولیه در آن می‌تپد“ (Authentic Christianity, volume 1 (Acts 1-3), The Banner of the Truth Trust, p. 225). خواندن درباره خوشی، غیرت و قوت کلیسای قرن اول قلب ما را به هیجان و شوق می‌آورد! کتاب دکتر مایکل گرین با عنوان بشارت در کلیسای اولیه، الهام بخش من بوده است (Eerdmans, 2003 edition). با خواندن این کتاب، مثل خواندن کتاب اعمال رسولان، متوجه می‌شوم که چندین واژه یونانی در عهد جدید وجود دارد که حیات کلیساها در قرن اول را برای ما به تصویر می‌کشد.

I. اول، یکی از این واژه‌های یونانی ”kurios“ است.

این واژه به معنای ”خداوند“ است. معانی مختلف آن عبارتند از ”خداوند،“ ”ارباب،“ ”مالک“ و ”حاکم.“ همین واژه است که پطرس رسول وقتی در اعمال رسولان ۱۰:۳۶ درباره عیسی صحبت می‌کند از آن استفاده می‌کند،

”به وساطت عیسی مسیح (که خداوند همه است) به سلامتی بشارت می‌داد“ (اعمال رسولان ۱۰:۳۶).

به دکتر گرین گوش کنید که به ما می‌گوید چطور مسیحیان اولیه درباره عیسی شهادت داده و موعظه می‌کردند،

آنها را می‌بینیم که این خبر خوش را اعلام می‌کنند که عیسی همان مسیح است یا اینکه بوسیله او وعده‌های عهد عتیق به انجام رسیده‌اند. آنها را می‌بینیم که خبر خوش آرامش بوسیله عیسی، خبر خداوندی عیسی، خبر صلیب عیسی، خبر رستاخیز عیسی و یا خبر مربوط به خود عیسی را اعلام می‌کنند... واعظین اولیه‌ی خبر خوش فقط و فقط یک موضوع برای گفتن داشتند، یعنی همان عیسی!... اوریجن (۱۸۵-۲۵۴) گفته، ”حیات یک چیز خوب است: ولی عیسی همان حیات است. یک چیز خوب دیگر نور جهان است: اما عیسی همان نور جهان است. همین چیزها را می‌شود درباره راستی، درب و رستاخیز گفت. نجات دهنده تعلیم می‌دهد که خودش همه‌ی این چیزهاست.“ اوریجن ”طبیعت مسیح محور بودن [انجیل] را هم برای خود رسولان و هم برای دیگران [که از آنها یاد گرفتند] تکرار می‌کند“... اوریجن هدف کلی موعظه انجیلی را چنین عنوان می‌کند: ”جاودانه کردن ادراک حیات مسیح بر روی زمین و تدارک برای آمدن دوباره او“ (گرین، رجوع به ص. ۸۱، ۸۰).

مسیحیان اولیه چیزی درباره خطابه‌های خودیاری یا کمک به خود نشنیدند. آنها موعظه‌های ”تفصیلی“ آیه به آیه کتاب مقدس نشنیدند. چیزی که آنها دائما می‌شنیدند، انجیل بود – یعنی مرگ، تدفین و رستاخیز ”kurios“ یا خداوند عیسی مسیح! ”خداوند همه است“ (اعمال رسولان ۱۰:۳۶).

یکنفر از کلیسای دیگری من را مورد انتقاد قرار داد که هر خطابه‌ای را با مرگ و رستاخیز مسیح خاتمه می‌دهم. مدت زیادی درباره آن فکر کردم. بعد به خاطر آوردم که اسپارژن گفته بود، ”من متنی را برمی‌دارم، توضیحش می‌دهم و بعد یک خط مستقیم تا صلیب می‌کشم.“ اسپارژن، مثل مسیحیان اولیه، کاملا مسیح محور بود – یعنی بر خود عیسی مسیح تمرکز کرده بود، خداوند عیسی مسیح! کلیسای اولیه ممکن است که آن را دسته جمعی به این شکل سروده باشد،

تو خداوندی، تو خداوندی،
   از مردگان برخاسته‌ای
و تو خداوندی.
   هر زانویی خم شود، هر زبانی گوید،
که عیسی مسیح خداوند است.
   (“He Is Lord” by Marvin V. Frey, 1918-1992).

دوباره با من بخوانید!

تو خداوندی، تو خداوندی،
   از مردگان برخاسته‌ای
و تو خداوندی.
   هر زانویی خم شود، هر زبانی گوید،
که عیسی مسیح خداوند است.

اولین واژه یعنی ”kurios“ مرکزیت مسیح را بعنوان نقطه اصلی پیام آنها و بعنوان خداوند زندگی‌شان نشان می‌دهد! عجیب نیست که پولس رسول گفت،

”ما مسیح مصلوب شده را اعلام می‌کنیم“ (اول قرنتیان ۱:۲۳).

”زیرا من تصمیم گرفته بودم تا زمانی که در میان شما هستم همه چیز جز عیسی مسیح مصلوب شده را فراموش کنم‌“ (اول قرنتیان ۲:۲).

ما باید بطور مستمر مسیح مصلوب شده و قیام کرده از مردگان را اعلام کنیم. این باید پیام اصلی ما باشد، همیشه و تا ابد! می‌دانم که بیشتر کلیساها اینکار را زیاد انجام نمی‌دهند. و به همین دلیل است که امروز در حال مردن هستند!

تندروهای مسلمان از مردم می‌خواهند که به آنها ملحق بشوند و بمیرند. هزاران جوان در آمریکا و غرب درست همین کار را می‌کنند. داعش آنها را می‌آورد و یک کمربند انفجاری به آنها می‌بندد و می‌فرستد که مردم را بکشند. این کاری نیست که خداوند عیسی مسیح انجام می‌دهد. او شما را صدا می‌زند تا بیایید و هدیه حیات جاودان را بگیرید. مسیح گفت، ”من به آنها حیات جاودان می‌بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد“ (یوحنا ۱۰:۲۸). و خداوند عیسی مسیح شما را صدا می‌زند تا شاگردان او باشید. خداوند عیسی مسیح گفت، ”اگر کسی بخواهد پیرو من باشد باید دست از جان خود بشوید و صلیب خود را برداشته به دنبال من بیاید‌“ (متی ۱۶:۲۴). مسیح شما را صدا می‌کند تا به کلیسای ما بیایید و صیاد مردم بشوید. او شما را صدا می‌کند تا به ما کمک کنید دیگران را هم بیاوریم و آنها را هم نجات بدهیم!

من شما جوانها را خطاب می‌کنم تا به مسیحیانی بنیادگرا بدل بشوید! بله، می‌خواهم که بنیادگرا شوید! شاگرد بشوید! برای عیسی مسیح بنیادگرا بشوید – و برای کلیسای خدای مقتدر! یکشنبه صبحها بیایید. یکشنبه بعد از ظهرها با ما برای صید جانها بیرون بروید. یکشنبه شب دوباره به اینجا بیایید. یک شاگرد بنیادگرای مسیح بشوید! اینکار را بکنید! آیا آن زمانی نرسیده که بعضی از واعظین باپتیست به جوانهای ما توصیه کردند؟ صلیبتان را بردارید و مسیح را دنبال کنید! یک شاگرد بشوید! یک سرباز در سپاه مسیح بشوید! سرود شماره ـــــــ از سرودنامه تان است. آنرا بخوانید!

به پیش ای سربازان مسیح، به سوی جنگ به پیش،
   با صلیب عیسی که می‌رود در پیش؛
مسیح آن صاحب سلطنت بر علیه دشمن می‌تازد؛
   به سوی نبرد به پیش، ببینید بیرق او را که می‌رود.
به پیش، ای سربازان مسیح، بسوی جنگ به پیش،
   با صلیب عیسی، که می‌رود در پیش.
(“Onward, Christian Soldiers” by Sabine Baring-Gould, 1834-1924).

و در اینجا به واژه دوم یونانی در عهد جدید می‌رسیم.

II. دوم، واژه یونانی ”agapē“ است.

و. ی. واین گفته که آگاپه یک ”واژه مشخصه در مسیحیت“ است. این واژه به معنای محبت از خود گذشته است. عیسی این واژه را وقتی درباره اولین شاگردان صحبت کرد بکار برد. عیسی گفت،

”به شما فرمان تازه‌ای می‌دهم: یکدیگر را دوست بدارید‌. همان طور که من شما را دوست داشته‌‌ام شما نیز یکدیگر را دوست بدارید. اگر نسبت به یکدیگر محبت داشته باشید، همه خواهند فهمید که شاگردان من هستید“ (یوحنا ۳۵، ۱۳:۳۴).‌‌

دکتر تیموتی لین سالهای زیادی در کلیسای چینی شبان من بود. دکتر لین گفته،

رسولان این حکم محبت کردن را مستقیما از خداوندمان دریافت کردند و بعدها آن را بکار گرفتند... بطور دائم. در نتیجه، ”بنگرید چطور مسیحیان با محبت نسبت به یکدیگر هستند!“ تبدیل شد به یک نشانه تحسین از طرف [غیر مسیحیان]. امروزه ”یکدیگر را محبت نمایید“ فقط شعاری است که کلیساها بطور خودکار زمزمه می‌کنند... [در نتیجه] برای خدا غیر ممکن است با [آنها] باشد. باشد که خدا بر ما رحم کند! (Timothy Lin, S.T.M., Ph.D., The Secret of Church Growth, FCBC, 1992, p. 33).

دکتر مایکل گرین، در کتابش درباره مسیحیان قرون اول و دوم، در این خصوص صحبت کرده. دکتر گرین گفته که مسیحیت به رومیان کافر پسندیده آمد و به آن روی آوردند بخاطر ”قدرتی که همین مسیحیان باید به هم محبت می‌کردند“ (Michael Green, Evangelism in the Early Church, Eerdmans, 2003, p. 158).

III. سوم، واژه یونانی ”koinonia“ است.

این واژه به معنای همدلی، همنشینی، انس و الفت و دوستی است. همدلی به معنی امتداد محبت آگاپه نسبت به یکدیگر در کلیساست.

بعضی از واعظین به من گفته‌اند که نباید غیر مسیحیان را به همنشینی و همدلی با خودمان اجازه بدهیم. آنها به نوعی حق دارند. کتاب مقدس می‌گوید، ”در انجام کارهای بیهودۀ ظلمت شریک نباشید، بلکه ماهیت آنها را در برابر نور برملا سازید‌“ (افسسیان ۵:۱۱). این آیه باعث سردرگمی خیلی‌ها در کلیساهای دیگر شده است. آنها فکر می‌کنند که معنی آیه این است که آنها باید ”بچه‌های کلیسا“ را از افراد جدید دور نگه دارند. دکتر ج. ورنان مک گی نکته خوبی را در این زمینه یادآوری کرده. تقریبا مثل همان چیزی است که دکتر توماس هیل گفته، ”پولس می‌گوید که نباید با [”کارهای بیهوده ظلمت“] کاری داشت؛ نمی‌گوید ما نباید کاری با [افراد گمشده] داشته باشیم... بالاخره خود عیسی با گناهکاران غذا خورد“ (Thomas Hale, M.D., The Applied New Testament Commentary, Kingsway Publications, 1997 edition, p. 780; note on Ephesians 5:11).

من از چیزی که دکتر گرین درباره کلیسای اولیه قرن اول می‌گوید خوشم می‌آید. او گفته، ”چیزی نبود که از سؤال کنندگان مخفی کنند؛ یا از همدلی و مشارکت کوتاهی کنند“ (رجوع به ماخذ بالا، ص. ۲۱۸). ”کافران بازگشت نکرده مستقیما به کلیسا آورده می‌شدند و به جمع همدلان می‌پیوستند، اگرچه تا حدود سه سال تعمید داده نمی‌شدند“ (رجوع به ماخذ بالا).

کلیساهای باپتیست ما امروزه عکس اینکار را عمل می‌کنند. جوانهای نو رسیده را بلافاصله تعمید می‌دهند، ولی نمی‌خواهند بچه‌هایشان با آنها همنشینی داشته باشند. کلیساهای اولیه به طریق درست اینکار را انجام دادند.

جک هایلز حتی دو تا ساختمان داشت. یک ساختمان برای بچه‌های جدید بود که تازه آمده بودند. حتی مراسم عبادتی جداگانه‌ای داشتند! اما کلیسای ”اصلی“ در ساختمان اصلی برگزار می‌شد. ”بچه‌های کلیسا“ را از بچه‌های تازه دور نگه می‌داشتند. می‌ترسیدند که این بچه‌های تازه بتواند بچه‌های ”گرانقدر“ کلیسایشان را از راه بدر کنند!

وقتی من تازه بعنوان یک نوجوان به کلیسا رفتم، متوجه شدم که بچه‌های کلیسا هر کاری از دستشان برمی‌آمد می‌کردند تا من را از راه بدر کنند! می‌شنیدم درباره چیزهایی حرف می‌زدند که خیلی بدتر از چیزهایی بود که بچه‌های دنیا انجام می‌دادند. خلاصله این روش جدا کردن بچه‌های غیر کلیسایی از کتاب مقدس نیست و این کاری نیست که کلیسای اولیه انجام می‌داد وقتی که میلیونها نفر را داشت به سمت مسیح هدایت می‌کرد!

من می‌گویم که لازم است از بعضی از ایده‌های ”مدرسه دینی یکشنبه‌ها“ دست برداریم. بچه‌های نجات پیدا نکرده را بیاوریم به همین کلاسها. غذای خوب به آنها بدهیم. مهمانی تولد برایشان بگیریم. بگذاریم أوقات خوبی را اینجا سپری کنند – ”بالاخره خود عیسی با گناهکاران غذا خورد“ (توماس هیل). بندگردان سرود ”بیاوریدشان“ را بخوانیم!

بیاوریدشان، بیاوریدشان،
   از محیطهای گناه بیاوریدشان؛
بیاوریدشان، بیاوریدشان،
   سرگردانها را بسوی عیسی بیاوریدشان.
(“Bring Them In” by Alexcenah Thomas, 19th century).

رهبران مذهبی پیر و بداخلاق از عیسی هم ایراد می‌گرفتند. متی یک باجگیر بود. عیسی او را صدا کرد و متی به دنبال عیسی راه افتاد. بعد هم مهمانی بزرگی در خانه‌اش به راه انداخت. عیسی و دوازده شاگردش آنجا بودند. خیلی از ماموران مالیاتی و گناهکاران آمدند تا با عیسی غذایی بخورند. رهبران مذهبی فکر کردند که عیسی کار اشتباهی می‌کند. آنها گفتند، ”او چرا با گناهکاران غذا می‌خورد؟“ عیسی جواب داد، ”من نیامدم تا پرهیزکاران را دعوت کنم بلکه گناهکاران را‌‌“ (متی ۹:۱۳).

آن واعظینی که می‌ترسند گناهکاران زیادی داشته باشند باید به این نکته توجه کنند! من می‌گویم، ”گناهکاران را به داخل کلیسا بیاورید! تا آنجا که می‌توانید آنها را بیاورید! هر چه بیشتر، بهتر!“ آنها را به جلسات همدلی و همنشینی بیاورید، مثل کاری که عیسی کرد، مثل کاری که کلیسای اولیه کرد! ”بیاوریدشان.“ این سرود را بخوانید!

بیاوریدشان، بیاوریدشان،
   از محیطهای گناه بیاوریدشان؛
بیاوریدشان، بیاوریدشان،
   سرگردانها را بسوی عیسی بیاوریدشان.

به کلیسای قدرتمند و زنده قرن اول گوش کنید،

”آنان همیشه وقت خود را با شنیدن تعالیم رسولان و مشارکت [koinonia]ایمانداران... می‌گذرانیدند!‌ و خداوند هر روز کسانی را که نجات می‌یافتند، به جمع ایشان می‌افزود‌“ (اعمال رسولان ۴۷، ۲:۴۲).

جک هایلز و پسر زناکارش و داماد زناکارش – آنها کسانی هستند که می‌بایست در ساختمان ”دیگر“ می‌ماندند! آنها را دور نگه دارید، آنها ممکن است به بچه‌های نجات پیدا نکرده آسیب برسانند! آن ”سگهای“ دیوان سالار را از جوانهای گمشده دور نگه دارید! و جوانهای گمشده را به کلیسای اصلی بیاورید. این است کار درستی که باید انجام بدهید، گمشدگان را بیاورید – و بیرون بیاندازید فریسیان باپتیست زناکار و غرغروهای لوس را از مدارس دینی یکشنبه‌ها! بچه‌های گمشده را بیاورید و برای آنها شام و مهمانی تولد بگیرید – و کارتونهای قدیمی پاپ آی را تماشا کنید! آمین! و به این واعظ پیر گوش کنید و چند سرود بخوانید و دست بزنید و داد بزنید ”آمین“ – و ساعت خوشی را در اینجا دور هم بگذرانید!

آن سه واژه یونانی به ما یک کلیسای قدرتمند زنده را نشان می‌دهند! ”Kurios“ – خداوند – مسیح Kurios ماست! او خداوند ماست. برگردید و درباره مسیح یاد بگیرید و مسیح را پیروی کنید و مسیح را با تمامی دلتان محبت کنید! ”Agape“ – محبت مسیحی! برگردید و ما شما را محبت خواهیم کرد. و ما نیازمند این هستیم که شما هم ما را دوست داشته باشید. هیپی‌های قدیمی درباره یک ”عاشق شدن“ حرف می‌زدند. آنها فستیوال وودستاک را ”عاشق شدن“ می‌گفتند. ”عاشقی“ واقعی اینجاست در کلیسا! به عاشقی داخل کلیسای ما برگردید! برنامه ما باعث می‌شود که فستیوال وودستاک مثل یک پیک نیک مدرسه یکشنبه بنظر برسد! و بعد واژه ”koinonia“ را داریم. این واژه به معنی همدلی، دوستی، مشارکت و مودت و الفت است! Koinonia همدلی و مشارکت است. مشارکت همان امتداد محبت ”agape“ در کلیسای محلی است!

ما اینجا هستیم! در انتظار شما هستیم! صبح یکشنبه بعد به اینجا بیایید! یکشنبه شب بعد به اینجا بیایید! شنبه شب به اینجا بیایید! بیایید و کمک کنید تا دیگران را هم بیاوریم! بیایید و کمکمان کنید تا اینجا را تبدیل کنیم به کلیسایی که جوانها بتوانند به آن بیایند و دوستان خوبی پیدا کنند؛ جایی که جوانها بتوانند بیایند و خوش بگذرانند؛ جایی که جوانها بتوانند بیایند تا شاگردان مسیح بشوند – و سربازان صلیب بشوند! آمین! سرود شماره هشت را بخوانید – ”به پیش ای سربازان مسیح!“ این سرود را بخوانید!

به پیش، سربازان مسیح، بسوی جنگ به پیش،
   با صلیب عیسی که می‌رود در پیش؛
مسیح ارباب سلطنتی می‌تازد علیه دشمن؛
   بسوی جبهه جنگ، ببینید بیرق او را که می‌رود در پیش.
به پیش، سربازان مسیح، بسوی جنگ به پیش،
   با صلیب عیسی که می‌رود در پیش.

دکتر چن، لطفا ما را در دعا رهبری کنید.


هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را برای ایشان قید بفرمایید، در غیر اینصورت نمی تواند به شما جواب بدهد. اگر این خطابه شما را برکت داد، دکتر هایمرز می خواهد اینرا از طرف شما بشنود، ولی وقتی برای دکتر هایمرز می نویسید به او بگویید که اهل چه کشوری هستید. ایمیل دکتر هایمرز این است (اینجا را کلیک کنید) rlhymersjr@sbcglobal.net می توانید به هر زبانی برای دکتر هایمرز بنویسید، اما اگر می توانید به زبان انگلیسی بنویسید. اگر می خواهید با پست برای او بنویسید، آدرس او چنین است: P.O. Box 15308, Los Angeles, CA 90015. می توانید با شماره تلفن ۰۴۵۲-۳۵۲ (۸۱۸) با او تماس بگیرید.

( پایان موعظه)
شما می توانید موعظه های دکتر هایمرز را هر هفته در اینترنت به این آدرس بخوانید
www.sermonsfortheworld.com
روی "موعظه ها بفارسی" کلیک کنید.

متن دستنویس این خطابه ها از حق چاپ برخوردار نیست. شما می توانید بدون اجازه دکتر هایمرز از آنها استفاده
کنید. اما تمام پیامهای ویدیویی دکتر هایمرز و تمام ویدیوهای دیگر کلیسای ما، از حق چاپ برخوردارند و فقط با
گرفتن اجازه قابل استفاده هستند.

سرود تک نفره پیش از خطابه توسط آقای بنجامین کینکید گریفیت:
“The Church’s One Foundation” (by Samuel J. Stone, 1839-1900).

طرح کلی

سه واژه‌ای که راز کلیسای اولیه را
برملا می‌کنند!

THREE WORDS GIVE THE SECRET
OF THE EARLY CHURCH!

دکتر ر. ل. هایمرز

”و هر روزه در هیکل به یکدل پیوسته می‌بودند و در خانه‌‌‌ها نان را پاره می‌کردند و خوراک را به خوشی و ساده دلی می‌خوردند و خدا را حمد می‌گفتند و نزد تمامی خلق عزیز می‌گردیدند و خداوند هر روزه ناجیان را بر کلیسا می‌افزود“ (اعمال رسولان ۴۷، ۲:۴۶).

I.   اول، یکی از این واژه های یونانی ”kurios“ است، اعمال رسولان ۱۰:۳۶؛
اول قرنتیان ۱:۲۳؛ ۲:۲؛ یوحنا ۱۰:۲۸؛ متی ۱۶:۲۴.

II.  دوم، واژه یونانی ”agapē“ است، یوحنا ۳۵، ۱۳:۳۴.

III. سوم، واژه یونانی ”koinonia“ است، افسسیان ۵:۱۱؛
متی ۹:۱۳؛ اعمال رسولان ۴۷، ۲:۴۲.