Print Sermon

هدف این وبسایت این است که متن خطابه‌ها و ویدیوی آنها را بطور رایگان در سراسر جهان در اختیار شبانان و میسیونرها قرار دهد، بخصوص برای کشورهای توسعه نیافته‌ای که در آنها فقط چند دانشکده الهیات یا مدرسه دینی موجود است یا اصلأ وجود ندارد.

متن مکتوب این خطابه‌ها و ویدیوها را هر ماه حدود یک و نیم میلیون رایانه در بیش از ۲۲۱ کشور از آدرس اینترنتی www.sermonsfortheworld.com دریافت می‌کنند. صدها نفر دیگر هم ویدیوی آنها را در یوتیوپ تماشا می‌کنند ولی زود از آن دست می‌کشند و به وبسایتمان مراجعه می‌کنند. یوتیوپ افراد را به وبسایتمان هدایت می‌کند. متن دستنویس خطابه‌ها هر ماه به ۳۷ زبان و به ۱۲۰ هزار رایانه ارائه می‌شود. این خطابه‌ها از حق چاپ برخوردار نیستند، در نتیجه واعظین می‌توانند بدون گرفتن اجازه از آنها استفاده کنند. همچنین صدها ویدیو از موعظه‌های دکتر هایمرز و شاگردانش موجود است. لطفاً اینجا را کلیک کنید تا ببینید که چطور می‌توانید بصورت ماهیانه با مبالغ اهدایی خود در این امر خطیر یعنی گسترش انجیل به تمام جهان حتی ملل مسلمان و هندو به ما کمک کنید.

هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می‌نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را قید بفرمایید. ایمیل دکتر ‌هایمرز rlhymersjr@sbcglobal.net می‌باشد.


شما نمک جهان و نور جهان هستید!

YOU ARE THE SALT OF THE EARTH
AND THE LIGHT OF THE WORLD!
(Farsi)

دکتر ر. ل. هایمرز
by Dr. R. L. Hymers, Jr.

خطابه موعظه شده در کلیسای باپتیست لس آنجلس
عصر روز یکشنبه، ۲۶ فوریه ۲۰۱۷
A sermon preached at the Baptist Tabernacle of Los Angeles
Lord's Day Evening, February 26, 2017

"شما نمک جهان هستید ولی هر گاه نمک مزه خود را از دست بدهد چگونه می‌تواند آن را بار دیگر نمکین ساخت؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون ریخته پایمال مردم شود‌. شما نور جهان هستید‌. نمی‌توان شهری را که بر کوهی بنا شده است پنهان کرد‌. هیچ کس چراغ روشن نمی‌کند که آن را زیر سرپوش بگذارد بلکه آن را بر چراغپایه قرار می‌دهد تا به تمام ساکنان خانه نور دهد‌. نور شما نیز باید همین طور در برابر مردم بتابد تا کارهای نیک شما را ببینند و پدر آسمانی شما را تمجید نمایند‌" (متی ۱۶-۵:۱۳).

عیسی در کناره دریای جلیل قدم می زد. او پطرس و برادرش اندریاس را دید. آنها داشتند تورشان را به دریا می انداختند، چون ماهیگیر بودند. عیسی به آنها گفت، "دنبال من بیایید تا شما را صیاد مردم گردانم‌‌." بلافاصله تورهای خودشان را رها کردند و به دنبال او رفتند. کمی بیشتر که رفتند، عیسی دو برادر دیگر را دید، یعنی یعقوب و یوحنا. آنها مشغول تعمیر تورهای ماهیگیری شان بودند. آنها را هم دعوت کرد و قایقشان را ترک کردند و دنبال او به راه افتادند. دیدن آنچه عیسی انجام می داد باید برای آنها خیلی هیجان انگیز بوده باشد. عیسی موعظه می کرد و هر نوع بیماری در میان مردم را شفا می داد. گروه کثیری عیسی را دنبال می کردند. وقتی که آن جمعیت زیاد را دید، به بالای کوهی رفت. وقتی نشست، شاگردانش پیش او آمدند. و عیسی شروع به تعلیم آنها کرد. تعلیم سعادت واقعی یا همان آیات خوشابحال شما را به آنها داد. این تعالیم در واقع شروط ذاتی یک مسیحی واقعی را توصیف می کنند و وعده برکات آینده را می دهند. سپس به شاگردانش گفت که آنها نمک زمین و نور جهان هستند. آنچه عیسی درباره آنها گفت هنوز در مورد هر مسیحی واقعی دیگری هم صدق می کند.

"شما نمک جهان هستید ولی هر گاه نمک مزه خود را از دست بدهد چگونه می‌تواند آن را بار دیگر نمکین ساخت؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون ریخته پایمال مردم شود‌. شما نور جهان هستید‌. نمی‌توان شهری را که بر کوهی بنا شده است پنهان کرد‌. هیچ کس چراغ روشن نمی‌کند که آن را زیر سرپوش بگذارد بلکه آن را بر چراغپایه قرار می‌دهد تا به تمام ساکنان خانه نور دهد‌. نور شما نیز باید همین طور در برابر مردم بتابد تا کارهای نیک شما را ببینند و پدر آسمانی شما را تمجید نمایند‌" (متی ۱۶-۵:۱۳).

.I اول، شما نمک جهان هستید.

عیسی گفت، "شما نمک جهان هستید." مصرف اصلی نمک در آن زمان بعنوان ماده ضد فاسد شدن بود. اگر نمک روی گوشت می ریختند، می توانستند آنرا بدون یخچال تا ماهها حفظ کنند. نمک مانع از فاسد شدن گوشت می شد. وقتی آدم گناه کرد، مرگ و فساد را به جهان آورد. تمام نوع بشر مرگ را از اولین گناهکار یعنی آدم به ارث برده اند. هیچ چیز نمی تواند جلوی آن مرگ را بگیرد مگر مسیح. او به شاگردانش گفت که آنها باید نمک باشند تا مردم را از زوال و مرگ محفوظ نگهدارند. یعقوب رسول گفت، "یقین بدانید که هر کس گناهکاری را از راه نادرست باز گرداند جانی را از مرگ خواهد رهانید..." (یعقوب ۵:۲۰).

کار بشارتی و دعایی که انجام می دهید شاید بی ارزش جلوه کند. ولی این شیطان است که به شما چنین می گوید. یک فرد مسیحی که برای بشارت می رود و گناهکاران را پیش مسیح می آورد، مهمترین شخص در جهان است. شما نمک جهان هستید! شما مهمتری کار بر روی زمین را انجام می دهید! اگر اینطور فکر نمی کنید که مهم هستید، گوش بدهید که جوانی چه گفته، "من با نفرت و کدورت زیادی به کلیسا آمدم... خیلی بیچاره بودم. تعداد زیادی از دوستان و خانواده ام کاری با من نداشتند. دنیای اطرافم انگار که داشت از هم می پاشید. انگار که دلیلی برای زندگی دیگر وجود نداشت. دلیل برای انجام هیچ کاری وجود نداشت چون فساد و تباهی بیش از اندازه بود. بعضی وقتها آرزو می کردم که هیچوقت بدنیا نیامده بود و گاهی اوقات به فکر خودکشی می افتادم. دست و پایم را گم کرده بودم و به خدا اعتقادی نداشتم."

یک نفر از کلیسایمان این جوان را آورد تا پیام انجیل را بشنود. اگر نرفته بودید و به اینجا نمی آوردید، او هیچوقت نمی توانست مسیح را بشناسد. نمی دانم کدام یکی از شما او را به کلیسا آورد. از جزییاتش خبری ندارم. ولی یکی از شما او را آوردید. بقیه شما باعث شدید که او در کلیسایمان احساس کند در خانه خودش است. خدا از شما استفاده کرد تا زندگی آن مرد جوان را نجات بدهد. خدا از شما استفاده کرد تا جان او را از مرگ، از زندگی مایوسانه و بدون امید نجات بدهد. به این دلیل بود که عیسی گفت، "شما نمک جهان هستید"! بدون شما او نجات پیدا نمی کرد.

ولی کلیساها امروزه نمی توانستند به او کمک کنند. کلیساهای ما در حالتی وحشتناک از سردی و ارتداد بسر می برند! دکتر کارل ف. ه. هنری (۲۰۰۳-۱۹۱۳) یک الهیدان شناخته شده بود. یکی از آخرین کتابهایی که نوشت با عنوان شفق یک تمدن عظیم: تمایل به بیدینی نوین (Twilight of a Great Civilization: The Drift Toward Neo-Paganism) بود. او گفته که بیشتر کلیساهایمان امروزه مشکلی اساسی دارند. او گفته، "دلزدگی از مسیحیت سازمان یافته غوغا می کند؛ می شود این را در آمار رو به کاهش حضار کلیسا دید... وحشی ها دارند یک تمدن رو به زوال را گردگیری می کنند و هم اکنون در سایه های این کلیسای ناتوان دزدکی [پنهانی] گام برمی دارند" (ص. ۱۷). او حق داشت. من کلیسایی جز کلیسای خودمان در لس آنجلس نمی شناسم که دنبال جوانهای گمشده در محوطه دانشگاهها و مراکز خرید این شهر باشند. باپتیست های جنوب حالا تقریبا دویست و پنجاه هزار نفر را هر سال از دست می دهند. هیچ فرقه دیگری هم وضعش بهتر از این نیست. اول جلسات دعایشان را تعطیل می کنند. بعد مراسم یکشنبه عصر را تعطیل می کنند. بعد مراسم یکشنبه صبحشان کمتر می شود. عیسی گفت، "هر گاه نمک مزه خود را از دست بدهد چگونه می‌تواند آن را بار دیگر نمکین ساخت؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون ریخته پایمال مردم شود‌" (متی ۵:۱۳ نسخه کینگ جیمز و استاندارد امریکایی). همانطور که دکتر هنری گفت کلیساها "ناتوان" هستند. آنها نمی توانند جوانها را امروزه مسیحی کنند. چرا این امر صحت دارد؟ چون نمک مزه اش را از دست داده! تعلیم آیه به آیه کتاب مقدس نمی تواند کلیسا مرده را شفا بدهد! تعالیم نرم و ملایم نمی تواند حیات تولید کند. فقط موعظه بشارتی قوی است که می تواند اینکار را بکند. ما موعظه "نمکین" لازم داریم، موعظه در باب گناه و جهنم، موعظه در باب خون مسیح، موعظه در باب صید جانها. فقط صید جانهایی که هیجان زده است می تواند "نمک" را در کلیسا نگهدارد. فقط جلسات بشارتی پرقوت می تواند "نمک" را در کلیسا نگهدارد. دکتر جان ر. رایس حق داشت وقتی می گفت، "فقط یک تلاش تمام عیار می تواند صیدجانهایی که مد نظر عهد جدید است مطابقت بکند" (Why Our Churches Do Not Win Souls, p. 149).

اگر نمی خواهیم که کلیسایمان بمیرد باید دائماً مشغول باشیم و دعا کنیم و هر کاری که امکان دارد انجام بدهیم تا جوانهای گمشده را برای شنیدن مژده انجیل به اینجا بیاوریم! عیسی گفت، "به شاهراه‌ها و کوچه باغها برو و با اصرار همه را دعوت کن که بیایند تا خانه من پر شود‌" (لوقا ۱۴:۲۳). باید صید جانها را سر لوحه زندگی مان قرار دهیم، در غیر اینصورت این کلیسا "نمکی" که حیات این کلیسا را حفظ می کند از دست خواهد داد. اگر در اینکار شکست بخوریم، کلیسایمان "دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون ریخته پایمال مردم شود" (متی ۵:۱۳). نگذارید این کلیسا بمیرد! بروید و گناهکاران را بیاورید تا درباره عیسی بشنوند و توسط او نجات پیدا کنند!

.II دوم، شما نور جهان هستید.

عیسی گفت، "شما نور جهان هستید‌. نمی‌توان شهری را که بر کوهی بنا شده است پنهان کرد‌" (متی ۵:۱۴). دکتر لوید- جونز گفته، "جان این مطلب در این است: 'شما و تنها شما، نور جهان هستید،' – یعنی 'شما' موکد است و این مطلب را اشاره می کند... چیزهای خاصی در اینجا لحاظ می شود. اول اینکه جهان در حالت تاریکی است" (Sermon on the Mount, p. 139). جهان امشب در حالت هولناک تاریکی است. عیسی می گوید که فقط مسیحیان واقعی می توانند به دیگران نشان بدهند چطور از این تاریکی رها بشوند. هیچ نوری در این جهان اصلاً وجود ندارد. تنها نور موجود از مسیحیان واقعی و کلیسایی همچون کلیسای ما است که ناشی می شود. عیسی به گروه کوچک شاگردانش نگاه کرد. به آنها گفت، "شما، و تنها شما، نور جهان هستید." چند مثال در اینجا ذکر می کنم.

مرد جوانی که یکی از شما به کلیسا آوردید گفت، "دلیلی برای ادامه زندگی وجود نداشت... گاهی آرزو می کردم که هیچوقت بدنیا نیامده باشم و حتی به خودکشی فکر می کردم... دکتر هایمرز از من پرسید که آیا خدا من را دوست دارد. من سریع جواب دادم 'بله.' ولی دکتر هایمرز یکبار دیگر از من پرسید... من ناگهان گفتم 'نه' و اشک در چشمانم جمع شد... بعد از آن دکتر هایمرز از من سوال کرد که آیا به عیسی اعتماد می کنم، ولی من نمی توانستم، خیلی می ترسیدم که از گناهم دست بردارم. هفته بعد بطور شدیدی نسبت به گناهم احساس آگاهی داشتم. خودم را در دستشویی پنهان کردم و بی اختیار گریه می کردم و به گناهم فکر می کردم. حتی وقتی در مدرسه یا سر کار بودم، گناهم دست از سرم برنمی داشت. روز یکشنبه دیگر طاقتم را از دست دادم و آماده بودم که همه چیز را تسلیم مسیح بکنم. رفتم که دکتر هایمرز را ببینم و به عیسی اعتماد کردم و ایمان آوردم. خیلی ساده فقط با ایمان به عیسی ایمان آوردم. آن روز خیلی خوشحال بودم و قادر بودم شب بخوابم. علی رغم سرکشی و نافرمانی ام، نجات دهنده مصلوب و بامحبت بر من رحم کرد و اینرا هیچوقت فراموش نخواهم کرد."

حالا به حرفهای یک دختر چینی جوان که زندگی خیلی پاکی داشته گوش بدهید. او می گوید، "داخل کلیسا شدم و احساس سنگینی در قلبم وجود داشت. خدا این احساس را در من بیدار کرده بود که یک گناهکار هستم. همه کسانی که اطرافم بودم خیلی شاد و شنگول بنظر می رسیدند، ولی نمی توانستم وجدان گناهکارم ساکت کنم. نمی توانستم دیگر این حقیقت را نادیده بگیرم که قلبی زشت، سرکش و ضد خدا داشتم. قلبم دیگر نمی توانست من را فریب بدهد که فکر کنم آدم خوبی هستم. من خوب نبودم و هیچ خیری در من نبود. در حالیکه به خطابه گوش می کردم، مثل این بود که انگار کشیش دارد مستقیما با من صحبت می کند. به محض اینکه درباره مرگ من شروع به صحبت کرد، انگار آب سردی روی سرم ریختند. حس کردم که مستقیما به جهنم خواهم رفت. در واقع سزاوار جهنم هم بودم. من یک گناهکار بودم. گرچه فکر می کردم که می توانم گناهم را از مردم مخفی نگهدارم، ولی نمی توانستم آنها را از خدا پنهان کنم. خدا همه را می دید... کاملا ناامید شده بودم. بعد در حالیکه خطابه به انتها نزدیک می شد، مژده انجیل را برای اولین بار شنیدم. مسیح روی صلیب بجای من مرد تا مزد گناهان من را بپردازد. محبت او نسبت به من گناهکار پر از تقصیر آنقدر زیاد بود که روی صلیب بخاطر من جانش را فدا کرد. خونش برای گناهکاران ریخته شد. خونش برای من ریخته شد! مایوسانه محتاج عیسی بودم! بجای نگریستن و گشتن پی صفات خوب خودم، برای اولین بار به عیسی نگاه کردم. و در آن لحظه عیسی من را نجات داد و گناهم را با خون خودش پاک کرد. به عیسی اعتماد کردم و او من را نجات داد. تمام نیکویی هایم نمی توانست گناهکار شروری مثل من را نجات بدهد، ولی تنها مسیح من را نجات داد! مسیح زنجیرهایی که من را به گناه بسته بودند شکست. مسیح من را در خونش فرا گرفت. او من را در نیکویی خودش احاطه کرد. ایمان و اطمینان من فقط به مسیح است. گناهکار بودم ولی عیسی مسیح من را نجات داد!"

حالا از یک خانم جوان دیگر. او از نظر مردم دنیا یک دختر "خوبی" بود. همه عمرش به کلیسا آمده بود ولی هنوز گمشده بحساب می آمد. با اینحال در قلبش نسبت به خدا عصبانی هم بود. به حرفهای او گوش بدهید. "همینطور که مراسم پیش می رفت دلشوره ام بیشتر می شد. حتی وقتی مردم داشتند دست می دادند، من نمی توانستم حتی لبخند بزنم. احساس شکست و بیزاری از گناهم بیشتر می شد. و بعد جان کیگن درباره 'خدا حق است و شما ناحق' موعظه کرد. هر نکته ای که متذکر می شد فکر گناهم را شدیدتر می کرد و باعث می شد بیشتر در من رخنه کند. همینطور که جان موعظه می کرد، متوجه شدم که خدا با من حرف می زند. وقتی جان موعظه اش را تمام کرد، من خیلی بهم ریخته بودم. بعد دکتر هایمرز به پشت تریبون رفت و درباره عیسی صحبت کرد که فاحشه ای را که در حال زنا گرفته شده بود بخشید. با اینکه آن داستان را قبلا شنیده بودم، ولی اینجوری که آن روز صبح روی من اثر گذاشت تاثیر نگذاشته بود. محبت عیسی من را شگفت زده کرد. نیاز شدید به آمدن نزد عیسی احساس کردم. دکتر هایمرز من را صدا کرد تا صحبت کند. مغزم با افکار و نگرانیها در حال دوران بود. دکتر هایمرز به خودش اشاره کرد و از من پرسید که آید به او اعتماد دارم و من گفتم 'بله.' بعد به من گفت که به همین ترتیب می شود به عیسی اعتماد کرد. همیشه از این عبارت که گفته می شد 'به عیسی اعتماد کنید' نفرت داشتم. همیشه فکر می کردم 'اصلا این حرف یعنی چی؟' 'چطور قرار است که من این کار را بکنم؟' و وقتی دکتر هایمرز به من توضیح داد که مثل اعتماد کردن به اوست، برای من منطقی بنظر آمد. در آن لحظات خیلی ساده فهمیدم که عیسی من را دوست داشت. در حالیکه زانو می زدم، تنها چیزی که می توانستم فکر کنم این بود که عیسی من را دوست داشت. و اینکه گناهم را می بخشید. و اینکه چقدر او را می خواستم. دکتر هایمرز دستش را روی سرم گذاشت و برای من گریه و دعا کرد. گفت که عیسی می خواهد به او اعتماد کنم. حتی یک ذره ایمان هم برای او کافی بود. این تنها چیزی بود که عیسی می خواست. و بعد فقط چند لحظه گذشت و من به عیسی اعتماد کردم. من اعتماد نکردم که او می تواند من را نجات بدهد. من به خود عیسی اعتماد کردم – مثل اعتمادی که نسبت به کشیشم دکتر هایمرز داشتم. قبلا با خلاء درون مغزم سعی می کردم راهی برای اعتماد به عیسی و تجربه ای برای پیروی از او جستجو کنم. از اعتماد به خود عیسی بدون هیچ نوع احساسی امتناع می کردم. و بعد وقتی که ناتوان می ماندم، همیشه از درماندگی خودم گریه می کردم و دلم برای خودم می سوخت. در ضمن از تجربه یک بازگشت قلابی هم می ترسیدم. داشتم کاملا تبدیل به یک آدم منفی باف می شدم. ولی بعد از تفکر زیاد متوجه شدم که دنیا چیزی برای من نداشت. نه محبتی، نه هدفی و نه امیدی. حالا فقط به عیسی اعتماد دارم. او تنها امید من است. از اینکه تنها چیزی که عیسی می خواست اعتماد کردن به او بود، مغزم سوت می کشد. فقط از من می خواست به او اعتماد کنم و تنها او. بعد همه کارهای دیگر را خودش انجام داد. شهادتنامه من خیلی ساده است. من به عیسی اعتماد کردم و او من را نجات داد."

چند نفر در این جریانات نقش داشتند تا آن افراد را برای مسیح صید کنند. یکی از تلفچی های ما به آنها زنگ می زد. دکتر چن ترتیب ماشین را می داد که برود دنبال آنها. حرفهای آرون یانسی درباره دنیای بیرون کلیسا... و تهی و سرد بودن چیزی که دنیا می تواند بدهد نقش داشت. متن دستنویس این خطابه ها بود که می خواندند و توسط دکتر کیگن تحریر شده بود و ویدیوهای خطابه هایمان که تماشا می کردند و آقای الیواس تهیه می کرد. نصایح جان کیگن بود. دوستی بود که شما به آنها تقدیم کردید. بالاخره خطابه های من و جان کیگن و نواح سانگ بودند. بعد از کشمکش های درونی که چند هفته ای طول کشید، خودم از آنها پرسیدم، "به عیسی اعتماد می کنید؟" و آنها به عیسی اعتماد کردند. خیلی ساده بنظر می رسد و ساده هم هست. چند نفر از کلیسایمان را خدا استفاده کرد تا آنها را به طرف عیسی هدایت کنند. همه ما "نورهایی" بودیم برای کمک به آنها تا در این دنیای تاریک عیسی را پیدا کنند. همانطور که دکتر لوید- جونز گفته، "شما، و تنها شما، نور جهان هستید." همانطور که در سرودی قدیمی آمده،

تمام جهان در جهل گناه گمشده بود؛
   نور جهان است عیسی؛
مثل آفتاب میان روز جلالش تابان است،
   نور جهان است عیسی.
بیا بسمت نور، برای توست که می درخشد؛
   چه دلنشین است نوری که بر من تابیده؛
زمانی کور بودم الحال بینا شدم؛
   نور جهان است عیسی.
(“The Light of the World is Jesus” by Philip P. Bliss, 1838-1876).

برادران و خواهران عزیز، من و شما چه افتخاری نصیبمان شده که نور عیسی را در دنیایی تیره و تار شده از گناه منعکس کنیم. مسیح به ما نور بخشیده. سرود احیای ما اینرا به روشنی توضیح می دهد،

رویایم را محقق ساز ای نجات دهنده آسمانی،
   تا با جلالت روحم جلا یابد.
رویایم را محقق ساز تا همه ببینند
   جمال قدوست را که در من انعکاس یافته.
(“Fill All My Vision” by Avis Burgeson Christiansen, 1895-1985).

برادران و خوهران عزیز، ما بعنوان افرادی مسیحی وظیفه خطیری برعهده داریم. ما نمک جهان هستیم. ما، و تنها ما، نور جهان هستیم! بیایید همه ما نور مسیح را در این دنیای تاریک و وحشتناک منعکس کنیم! از صید جانها هیچوقت دست برندارید. و هیچوقت از اینکار خسته نشوید. عیسی با شماست. او شما را از تمام سختی ها و مشقات سربلند بیرون می آورد.

اکنون به شما که هنوز گمشده هستید این افتخار بزرگی برای من است که بگویم عیسی شما را هم نجات می دهد. کار زیادی نیست که باید انجام بدهید بلکه به عیسی مسیح اعتماد کنید، مردی که بجای شما روی صلیب مرد و خون گرانبهایش را ریخت تا شما را از گناه پاک سازد. سرودی هست که جان مطلب را ادا می کند،

فقط به او اعتماد کن، فقط به او اعتماد کن،
   حالا تنها به او اعتماد کن.
شما را نجات خواهد داد، شما را نجات خواهد داد،
   او شما را حالا نجات خواهد داد.
(“Only Trust Him” by John H. Stockton, 1813-1877).


هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را برای ایشان قید بفرمایید، در غیر اینصورت نمی تواند به شما جواب بدهد. اگر این خطابه شما را برکت داد، دکتر هایمرز می خواهد اینرا از طرف شما بشنود، ولی وقتی برای دکتر هایمرز می نویسید به او بگویید که اهل چه کشوری هستید. ایمیل دکتر هایمرز این است (اینجا را کلیک کنید) rlhymersjr@sbcglobal.net می توانید به هر زبانی برای دکتر هایمرز بنویسید، اما اگر می توانید به زبان انگلیسی بنویسید. اگر می خواهید با پست برای او بنویسید، آدرس او چنین است: P.O. Box 15308, Los Angeles, CA 90015. می توانید با شماره تلفن ۰۴۵۲-۳۵۲ (۸۱۸) با او تماس بگیرید.

( پایان موعظه)
شما می توانید موعظه های دکتر هایمرز را هر هفته در اینترنت به این آدرس بخوانید
www.sermonsfortheworld.com
روی "موعظه ها بفارسی" کلیک کنید.

متن دستنویس این خطابه ها از حق چاپ برخوردار نیست. شما می توانید بدون اجازه دکتر هایمرز از آنها استفاده
کنید. اما تمام پیامهای ویدیویی دکتر هایمرز و تمام ویدیوهای دیگر کلیسای ما، از حق چاپ برخوردارند و فقط با
گرفتن اجازه قابل استفاده هستند.

سرود تک نفره پیش از خطابه توسط آقای بنجامین کین کید گریفیت:
“Saved by the Blood” (by S. J. Henderson, 19th century).

طرح کلی

شما نمک جهان و
نور جهان هستید!

YOU ARE THE SALT OF THE EARTH
AND THE LIGHT OF THE WORLD!

دکتر ر. ل. هایمرز

"شما نمک جهان هستید ولی هر گاه نمک مزه خود را از دست بدهد چگونه می‌تواند آن را بار دیگر نمکین ساخت؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون ریخته پایمال مردم شود‌. شما نور جهان هستید‌. نمی‌توان شهری را که بر کوهی بنا شده است پنهان کرد‌. هیچ کس چراغ روشن نمی‌کند که آن را زیر سرپوش بگذارد بلکه آن را بر چراغپایه قرار می‌دهد تا به تمام ساکنان خانه نور دهد‌. نور شما نیز باید همین طور در برابر مردم بتابد تا کارهای نیک شما را ببینند و پدر آسمانی شما را تمجید نمایند‌" (متی ۱۶-۵:۱۳).

I.    اول، شما نمک جهان هستید، یعقوب ۵:۲۰؛ متی ۵:۱۳؛ لوقا ۱۴:۲۳.

II.   دوم، شما نور جهان هستید، متی ۵:۱۴.