Print Sermon

هدف این وبسایت این است که متن خطابه‌ها و ویدیوی آنها را بطور رایگان در سراسر جهان در اختیار شبانان و میسیونرها قرار دهد، بخصوص برای کشورهای توسعه نیافته‌ای که در آنها فقط چند دانشکده الهیات یا مدرسه دینی موجود است یا اصلأ وجود ندارد.

متن مکتوب این خطابه‌ها و ویدیوها را هر ماه حدود یک و نیم میلیون رایانه در بیش از ۲۲۱ کشور از آدرس اینترنتی www.sermonsfortheworld.com دریافت می‌کنند. صدها نفر دیگر هم ویدیوی آنها را در یوتیوپ تماشا می‌کنند ولی زود از آن دست می‌کشند و به وبسایتمان مراجعه می‌کنند. یوتیوپ افراد را به وبسایتمان هدایت می‌کند. متن دستنویس خطابه‌ها هر ماه به ۳۷ زبان و به ۱۲۰ هزار رایانه ارائه می‌شود. این خطابه‌ها از حق چاپ برخوردار نیستند، در نتیجه واعظین می‌توانند بدون گرفتن اجازه از آنها استفاده کنند. همچنین صدها ویدیو از موعظه‌های دکتر هایمرز و شاگردانش موجود است. لطفاً اینجا را کلیک کنید تا ببینید که چطور می‌توانید بصورت ماهیانه با مبالغ اهدایی خود در این امر خطیر یعنی گسترش انجیل به تمام جهان حتی ملل مسلمان و هندو به ما کمک کنید.

هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می‌نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را قید بفرمایید. ایمیل دکتر ‌هایمرز rlhymersjr@sbcglobal.net می‌باشد.


یک زندگی پر از مبارزه

A LIFE OF CONFLICT
(Farsi)

دکتر ر. ل. هایمرز
.by Dr. R. L. Hymers, Jr

خطابه کلیسای باپتیست لس آنجلس
عصر روز یکشنبه، ۳ آوریل ۲۰۱۶
A sermon preached at the Baptist Tabernacle of Los Angeles
Lord’s Day Evening, April 3, 2016

"زیرا جنگ ما با انسان نیست، بلکه ما علیه فرمانروایان و اولیای امور و نیروهای حاکم بر این جهان تاریک و نیروهای شیطانی در آسمان در جنگ هستیم‌" (افسسیان ۶:۱۲).

امروز صبح وقت خوبی را با هم گذراندیم. کلیسای ما دارد دوباره جان می گیرد. ولی این یک طرف قضیه است، یک طرف جدی هم وجود دارد. اگر به آن طرف جدی مثل آن طرف شاد نگاه نکنیم، پیروزی را نخواهیم دید.

دکتر هنری م. موریس گفته، "پرده چیزهای نادیدنی در اینجا کمی باز شده تا بتوانیم نیم نگاهی به نیروهای روحانی عظیمی که علیه قوم خدا صف کشیده اند داشته باشیم. خداوند 'فرشتگان بی شمار' آفرید (عبرانیان ۱۲:۲۲) و ظاهراً حداقل یک سوم این گروه انبوه روح های آفریده شده بدنبال شیطان و جنگ طولانی او علیه خداوند و قومش روان شدند (مکاشفه ۷ ،۱۲:۴). این [نیروهای اهریمنی] به سلسله مراتب بزرگی از نیروها و مقامات، یعنی حاکمان تاریکی و ظلمت این جهان طبقه بندی می شوند" (Henry M. Morris, Ph.D., The New Defender’s Study Bible, Word Publishers, 2006; note on Ephesians 6:12).

"زیرا جنگ ما با انسان نیست، بلکه ما علیه فرمانروایان و اولیای امور و نیروهای حاکم بر این جهان تاریک و نیروهای شیطانی در آسمان در جنگ هستیم‌" (افسسیان ۶:۱۲).

این آیه به ما نشان می دهد که زندگی مسیحی یک زندگی پر از کشمکش است. ولی خیلی از مسیحیان این را فراموش کرده اند که این حتی شامل بعضی از اعضای کلیسای خودمان هم می شود. دکتر مارتین لوید-جونز گفته، "هر چند وقت یکبار ما به زندگی مسیحی بعنوان یک نبرد و کارزار نگاه می کنیم؟... حرف من این است که کلیسای مسیحی بینش خودش نسبت به این حقیقت حیاتی عهد جدید را از دست داده است... احساس می کنم [که بسیاری از ما] درکمان از زندگی مسیحی بعنوان یک زندگی پر از درگیری را از دست داده ایم... اگر مبارزه نکنیم، باید طعم مغلوب شدن [شکست] را بچشیم؛ و قربانی دشمن بشویم" (Martyn Lloyd-Jones, The Miracle of Grace and Other Messages, Baker Book House, 1986, pp. 105, 106).

دلمان می خواهد اینطور فکر کنیم که تنها چیزی که لازم است بازگشت کردن است. می خواهیم اینطور فکر کنیم که زندگی مسیحی بعد از بازگشت کردن به معنی "یک حالت منفعل از سستی و آرامش است" – بگفته دکتر لوید-جونز (ibid., p. 105). هیچ چیز نمی تواند از حقیقت دور بماند! متن مورد نظر ما می گوید که ما مجبوریم با شیطان و اهریمنانش نبردی دنباله دار را پی بگیریم!

بعضی اوقات خوشحالم که از این دنیا بازگشت کردم. بچه هایی که در کلیسا بزرگ شده اند تجربه خیلی راحتی داشته اند. همه چیز به آنها در ظرفهای نقره داده شده. لازم نیست که آنها بجنگند و دعوا کنند که در کلیسا باشند. اگر من هم در کلیسا بزرگ شده بودم، از آن اول نمی دانستم که باید همیشه گوش به زنگ باشم و اینکه در وسط یک نبرد وحشتناک قرار دارم – و در ضمن خیلی ضعیفتر از این بزرگ می شدم که بتوانم با این نبرد روبرو بشوم! به این دلیل است که آیه زندگی من سریعاً تبدیل شد به، "قوت هر چیز را دارم در مسیح که مرا تقویت می‌بخشد" (فیلیپیان ۴:۱۳). این آیه برای من به این معنا بود که خیلی ضعیف تر از آن بودم که وارد این نبرد، این کشمکش، این کارزار با شیطان بشوم. فقط مسیح می توانست این قوت را به من ببخشد که از جنگهای پی در پی بگذرم. یکنفر به من گفت که من دنبال دعوا و درگیری می گردم. این گفته کمی درست است. حقیقت این است که مثل خیلی از واعظین پا به فرار نمی گذارم. اگر فرار نکنید، از کشمکش ها و درگیری ها خواهید گذشت. چرا؟ چون ابلیس واقعی است! مواقع زیادی آنچنان ضعیف و ناامید بوده ام که نزدیک بوده سقوط کنم. در آن لحظات فقط توانستم این آیه را زمزمه کنم و دلم را به ایمانی ضعیف و ناتوان دلخوش کنم که "قوت هر چیز را دارم در مسیح که مرا تقویت می‌بخشد." فقط یک شخص ضعیف مثل من می توانست ارزش آن وعده را تشخیص بدهد!

لسلی از من خواست که داستان زندگی ام را بنویسم. حدود ۱۵۰ صفحه نوشتم – ولی بعد دست نگهداشتم و آنرا کنار گذاشتم. فکر کردم کسی علاقه به خواندن چنین کتاب افسرده کننده ای نخواهد داشت – چون آن کتاب راجع به داستانی از کشمکشها، کارزارها و تقریباً شکست می شد – یعنی یک عمر درگیری و فقط چند نقطه روشن در آن! دست آخر به خدا گفتم که نمی توانم آنرا تمام کنم مگر کلیسایمان احیا را تجربه کند – به این ترتیب این کتاب پایان خوشی خواهد داشت. بنظر می رسید خدا به من می گفت، "بسیار خب، رابرت، کتاب را کنار بگذار و منتظر احیا باش – و اگر من آنرا نفرستادم، لازم نیست که نوشتن کتابت را تمام کنی."

ولی بعضی وقتها خوشحالم که من در ناز و نعمت یک کلیسای انجیلی بزرگ نشدم. گذشتن از یک دنیای تنها و گمشده من را برای یک جنگ طولانی آماده کرد چون از اول می دانستم که داشتن یک زندگی مسیحی خیلی سخت است و اینکه هر قدمی که بردارم باید با قوت مسیح باشد وگرنه برای ابد گم می شدم! واقعاً به این دلیل بود که یک شبان شدم. بعد از اینکه بازگشت کردم می دانستم که در مرکز نبرد هستم. اگر دایماً در میدان رزم نبودم، قطعاً از خدا دور می افتادم. من اینرا از همان اوایلی که نجات پیدا کردم یعنی در سن بیست سالگی می دانستم. دیگران می توانستند یک زندگی راحت داشته باشند، ولی من باید دایماً در جنگ می بودم – مثل عیسی، مثل پولس، مثل قهرمانان ایمان در فصل یازدهم از کتاب عبرانیان! می دانستم منظور پولس چی بود وقتی به تیموتیوس جوان گفت،

"و جنگ نیکوی ایمان را بکن و بدست آور آن حیات جاودانی را که برای آن دعوت شدی"
        (اول تیموتیوس ۶:۱۲).

و دوباره، مثل رسول که به آن مرد جوان گفت،

"چون سپاهی نیکوی مسیح عیسی در تحمل زحمات شریک باش" (دوم تیموتیوس ۲:۳).

باید سختی را تحمل می کردم. باید جنگ نیکوی ایمان را انجام می دادم – مثل سرباز عیسی مسیح! راه دیگری برای من نبود تا مثل یک مسیحی موفق بشوم. به هر حال، در مواقع زیادی ما به اصطلاحات روانکاوانه می اندیشیم تا به فکر کتاب مقدس. اگر در راستای کتاب مقدس قدم برداریم می فهمیم که چرا مسیحیان باید بجنگند.

شبی یکی از جوانان به من گفت که خیلی راجع به خودم صحبت می کنم. بعد گفت، "فکر می کنم شما اینکار را می کنید چون این کلیسای جوانهاست." دیدگاه خوبی بود. مواقعی به دوران جوانی خودم رجوع می کنم تا نقاطی را پیدا کنم که به جوانهای کلیسای ما کمک کند. نباید پشت این منبر بایستم و به شما سخنرانی الهیاتی ارایه بدهم – یا شرح مفصلی از چند آیه کتاب مقدس ابراز کنم. باید به شما نشان بدهم که کتب مقدس چطور در زندگی خود من نقش حیاتی داشته اند – و همینطور در زندگی شما. در این متن می خوانم،

"زیرا جنگ ما با انسان نیست، بلکه ما علیه فرمانروایان و اولیای امور و نیروهای حاکم بر این جهان تاریک و نیروهای شیطانی در آسمان در جنگ هستیم‌" (افسسیان ۶:۱۲).

بعد به شما می گویم که معنی آن چیست. بعد به شما می گویم که چطور این آیه در زندگی خود من به یک حقیقت بدل شده است. به شما می گویم، "زندگی مسیحی، از ابتدا تا انتها، یک زندگی پر از نبرد است – یک زندگی از کارزار روحانی با شیطان و اهریمنانش." امیدوارم فکر نکرده باشید که مشکلاتتان بعد از بازگشتتان تمام شده اند! این فقط شروع مبارزه و کشمکشهای شماست!

دکتر ه. ل. ویلمینگتون از دانشگاه لیبرتی گفته،

در طول دوران خدمت عیسی روی زمین یک انفجار عظیم از فعالیتهای شیطانی بوجود آمد... و به گفته پولس [اول تیموتیوس ۳-۴:۱] ما باید انتظار چنین فعالیت جهنمی را درست [پیش از] آمدن ثانوی خداوند داشته باشیم. نفوذ افکار شیطانی پشت بسیاری از تحرکات شناخته شده قرار دارد (H. L. Willmington, D.D., Signs of the Times, tyndale House Publishers, 1983, p. 45).

فعالیتهای شیطانی بنظر من هر ساله با سرعت بیشتری افزایش پیدا می کنند. وقتی من در دانشکده بودم به اندازه کافی اوضاع بد بود، ولی حالا نمی دانم چطور یک جوان می تواند به دانشکده یا دانشگاه برود بدون اینکه با آنچه دکتر ویلمینگتون آنرا "نفوذ شیطانی" صدا می کند وسوسه بشود. هدف شیطان این است که شما را به سمت دنیا و گناه بکشاند. "بنابراین هر کس که گمان می‌کند استوار است مواظب باشد که سقوط نکند‌" (اول قرنتیان ۱۰:۱۲). اگر با شیطان جنگ نکنیم، بزودی تماس با خدا را از دست می دهیم. اولین جایی که این موضوع نمود پیدا می کند در زندگی نیایشی شماست. اگر مثل سابق نتوانید دعا کنید، این نشانه ای قوی است از اینکه در برابر خدا مقاومت می کنید یا دارید تسلیم نوعی وسوسه می شوید. به دکتر آ. و. توزر گوش کنید. او گفته،

در ایام نخستین... پدران ما به گناه و شیطان بعنوان عوامل تشکیل دهنده یک نیرو و به خدا و عادل بودن و آسمان بعنوان نیروی دیگر اعتقاد داشتند... این نیروها با یکدیگر و با عداوتی عمیق، شدید و آشتی ناپذیر در تضاد بودند. انسان... باید یک طرف را انتخاب می کرد – او نمی توانست بیطرف باشد. برای او این موضوع مرگ و زندگی، بهشت و جهنم بود و اگر انتخاب می کرد در طرف خدا [باشد]، باید انتظار یک جنگ علنی با دشمنان خدا را می کشید. آن جنگ واقعی و مرگبار بود و تا وقتی زندگی اینجا [روی زمین] ادامه داشت طول می کشید... او هیچوقت فراموش نمی کرد که در چه دنیایی زندگی می کرد – اینجا میدان جنگ بود و بسیاری زخمی و یا کشته می شدند... نیروهای شیطانی مصمم به نابود کردن انسان هستند در حالیکه مسیح حاضر است تا او را از طریق نیروی انجیل نجات بدهد. برای نجات پیدا کردن باید در طرف خدا با ایمان و اطاعت جلو بیاید. این است چیزی که پدران ما فکر می کردند و ما هم اعتقاد داریم که کتاب مقدس تعلیم می دهد.
      امروزه چقدر همه چیز متفاوت است... انسانها راجع به دنیا بعنوان میدان جنگ فکر نمی کنند بلکه بعنوان زمین بازی به آن نگاه می کنند. ما اینجا برای جنگیدن نیستیم؛ ما اینجا برای جشن و سرور هستیم [که خوش باشیم و یک زندگی راحت داشته باشیم]... ما معتقدیم [چیزی که] انسان معاصر [فکر می کند]... یعنی این طرز فکر که دنیا یک زمین بازی است و نه میدان جنگ در حال حاضر... از سوی اکثریت مسیحیان بنیادگرا پذیرفته شده است (A. W. Tozer, D.D., “This World: Playground or Battleground?”).

خواهش می کنم این مطلب را اشتباه تفسیر نکنید که نمی توانیم هیچ تفریحی داشته باشیم! البته که می توانیم! البته که همنشینی و مصاحبت داریم! البته که با هم می خوریم و جشن و مهمانی می گیریم! البته که با هم در پارک بازی می کنیم. ولی اینها هدف نیستند. ورای هر تفریح و همنشینی باید بیاد داشته باشیم که جنگی در حال جریان است – و زندگی مسیحی یک زندگی آکنده از نبرد و مبارزه است! می توانیم وقت استراحت و تفریح داشته باشیم، ولی بعد به نبردمان ادامه می دهیم.

به این دلیل است که جوانهای کلیسایمان هر هفته یک ساعت کامل را با هم در دعا سپری می کنند. دعا کاملاً لازم است در غیر اینصورت شیطان ما را شکست خواهد داد!

به این دلیل است که بیرون می رویم و مردم گمشده را به کلیسایمان می آوریم تا انجیل را بشنوند. بشارت انجیل کاملاً ضروری است وگرنه شیطان ما را شکست خواهد داد!

به همین سبب باید خطابه های محکمی را از این منبر موعظه کنم. خطابه های محکم کاملاً ضروری هستند وگرنه شیطان ما را شکست می دهد!

و یک چیز دیگر. من اخیراً متوجه یک ضعف دیگر در موعظه های خودم شدم و باید از شما عذرخواهی کنم که زودتر متوجه آن نشدم! همانطور که گفتم، زندگی مسیحی توام با جنگ و ستیز با بازگشت کردن شما به پایان نمی رسد! نخیر! بازگشت فقط شروع این جنگ و ستیز است! عیسی گفت، "بیدار باشید و دعا کنید تا در آزمایش نیفتید" (مرقس ۱۴:۳۸). می توانید به کلیسا بیایید و حتی بنظر برسد که بازگشت کردید، ولی اگر مراقب نباشید و دعا نکنید دچار وسوسه می شوید و به دام می افتید. شما دنیوی خواهید شد و شادی نجات را از دست می دهید.

بعضی از شما دیگر به جلسات دعای پنجشنبه شب نمی آیید. مواظب باشید! شما قدم اول به سمت دنیوی شدن را برداشته اید! زندگی مسیحی یک زندگی توام با کشمکش های دنیوی، با آدمها و با شریر است. اگر آنرا فراموش کنید بزودی به دام شیطان گرفتار شده به آن سمت کشیده خواهید شد – یعنی به سمت تاریکی این دنیای شیطانی کنونی. افرادی هستند که می گویند، "این چیزها را نگویید! این چیزها را نگویید! مردم را می ترسانید!" در اینصورت فکر می کنم که باید این مردم را ترساند! "دعوت شدگان بسیارند اما برگزیدگان کم هستند‌‌" (متی ۲۲:۱۴). اگر من آنها را نترسانم، چیز دیگری آنها را می ترساند! مهم نیست که در خطابه ای مثل این چه بگویم و چه نگویم، هیچکس جز برگزیدگان نجات پیدا نخواهند کرد!

خیلی ها در آن تفرقه بزرگ که تقریباً به قیمت جان کلیسایمان تمام شد از جا کنده و برده شدند. فریب نخورید، همانطور که آنها خوردند. هیچ چیز عوض نشده! "ابلیس به سوی شما آمده است و از اینکه می‌داند مهلت زیادی ندارد، بسیار خشمگین است‌" (مکاشفه ۱۲:۱۲). در لحظه ای که خودتان را تسلیم دنیا کنید، شیطان وجدان شما را خشک و پژمرده خواهد کرد. بعد هر چه به شما بگوییم نمی تواند شما را متقاعد کند که به سوی ما برگردید! ما ندیده ایم که حتی یکنفر هم برگردد! حتی یکنفر! "بیدار باشید و دعا کنید تا از وسوسه‌ها به دور بمانید‌" (مرقس ۱۴:۳۸).

بعلاوه، شما یا دارید در فیض رشد می کنید یا دارید لغزش می خورید! هیچ حد وسطی نیست! همانطور که دکتر توزر گفت، دنیا "میدان رزم است و خیلی ها زخمی و کشته می شوند" (رجوع به ماخذ).

"زیرا جنگ ما با انسان نیست، بلکه ما علیه فرمانروایان و اولیای امور و نیروهای حاکم بر این جهان تاریک و نیروهای شیطانی در آسمان در جنگ هستیم‌" (افسسیان ۶:۱۲).

بله، شیطان واقعاً وجود دارد. اگر نجات پیدا نکردید، او افکار عجیب و غریبی را در ذهنتان قرار می دهد. او "این" یا "آن" را به شما می گوید تا شما را از اعتماد کردن به عیسی منحرف کند. حتی بعضی وقتها کاری می کند که مردم از اعتماد به عیسی واهمه پیدا می کنند. منطقی نیست ولی آنها باور می کنند – و عیسی را انکار می کنند. باشد که در برابر وسوسه های شیطان مقاومت کنید و به سمت عیسی بیایید. فقط عیسی می تواند شما را با خون گرانبهایش از تمام گناه پاک کند. فقط عیسی می تواند شما را نجات بدهد و از شریری که در ملتمان و در این دنیا وجود دارد محفوظ نگهدارد. لطفاً بایستید و سرود شماره هفت را بخوانید.

ای مسیحی، آنها را در میدان مقدس می بینی،
   چطور نیروهای تاریکی گرد تو می چرخند؟
ای مسیحی، برخیز و آنها را سرکوب کن و پیروز شو
   در قوتی که از صلیب مقدس می آید.
به پیش، ای رزمندگان مسیحی، به سوی جنگ به پیش،
   با صلیب عیسی در پیش.

ای مسیحی، آنها را احساس می کنی، چطور درونت کار می کنند،
   تقلا می کنند، وسوسه می کنند، حقه می زنند، به گناه تحریک می کنند؟
ای مسیحی، نگران نباش؛ محزون مباش؛
   آماده رزم شو، مراقب باش و دعا کن و روزه بگیر.
به پیش، ای رزمندگان مسیحی، به سوی جنگ به پیش،
   با صلیب عیسی در پیش.

ای مسیحی، آنها را می شنوی، با صدای دلنواز با تو سخن می گویند،
   "همیشه روزه بگیر و شب زنده داری کن. همیشه مراقب باش و دعا کن."
ای مسیحی، با شهامت جواب بده، "تا نفس دارم دعا می کنم."
   بعد از رزم صلح باشد، بعد از شب روشنایی روز.
به پیش، ای رزمندگان مسیحی، به سوی جنگ به پیش،
   با صلیب عیسی در پیش.

"خوب می دانم سختی هایت را، ای خادم راستین.
   خیلی خسته شده ای؛ من هم خسته بودم.
ولی رنج و زحمت کند تو را روزی از آن من،
   و انتهای غم گرداند تو را نزدیک تخت من."
به پیش، ای رزمندگان مسیحی، به سوی جنگ به پیش،
   با صلیب عیسی به پیش بروید.
;Christian, Dost Thou See Them?" translated by John M. Neale, 1818-1866")
     (."to the tune of and with the chorus from "Onward, Christian Soldiers


هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را برای ایشان قید بفرمایید، در غیر اینصورت نمی تواند به شما جواب بدهد. اگر این خطابه شما را برکت داد، دکتر هایمرز می خواهد اینرا از طرف شما بشنود، ولی وقتی برای دکتر هایمرز می نویسید به او بگویید که اهل چه کشوری هستید. ایمیل دکتر هایمرز این است (اینجا را کلیک کنید) rlhymersjr@sbcglobal.net می توانید به هر زبانی برای دکتر هایمرز بنویسید، اما اگر می توانید به زبان انگلیسی بنویسید. اگر می خواهید با پست برای او بنویسید، آدرس او چنین است: P.O. Box 15308, Los Angeles, CA 90015. می توانید با شماره تلفن ۰۴۵۲-۳۵۲ (۸۱۸) با او تماس بگیرید.

( پایان موعظه)
شما می توانید موعظه های دکتر هایمرز را هر هفته در اینترنت به این آدرس بخوانید
www.sermonsfortheworld.com
روی "موعظه ها بفارسی" کلیک کنید.

متن دستنویس این خطابه ها از حق چاپ برخوردار نیست. شما می توانید بدون اجازه دکتر هایمرز از آنها استفاده
کنید. اما تمام پیامهای ویدیویی دکتر هایمرز و تمام ویدیوهای دیگر کلیسای ما، از حق چاپ برخوردارند و فقط با
گرفتن اجازه قابل استفاده هستند.

آیات خوانده شده پیش از موعظه توسط آقای آبل پرودام: افسسیان ۱۸-۶:۱۰.
سرود تک نفره پیش از موعظه توسط آقای بنجامین کین کید گریفیت:
“Soldiers of Christ, Arise” (by Charles Wesley, 1707-1788;
to the tune of “Crown Him With Many Crowns”).