Print Sermon

متن دستنویس این خطابه ها و ویدیوها را هر سال حدود یک و نیم میلیون رایانه در بیش از ۲۱۵ کشور از آدرس اینترنتی www.sermonsfortheworld.com دریافت می کنند. صدها نفر دیگر هم ویدیوی آنها را در یوتیوپ تماشا می کنند ولی زود از آن دست می کشند و به وبسایتمان مراجعه می کنند. یوتیوپ مردم را به وبسایتمان هدایت می کند. متن دستنویس خطابه ها به ۳۵ زبان و به حدود ۱۲۰ هزار رایانه هر ماه فرستاده می شود. متن این خطابه ها از حق چاپ برخوردار نیست، در نتیجه واعظین می توانند بدون کسب اجازه از آنها بهره برداری کنند. لطفاً اینجا را کلیک کنید تا ببینید که چطور می توانید بصورت ماهیانه با مبالغ اهدایی خود در این امر خطیر یعنی گسترش انجیل به تمام جهان حتی ملل مسلمان و هندو به ما کمک کنید.

هر وقت برای دکتر هایمرز مطلبی می نویسید، همیشه کشور محل زندگی خودتان را قید بفرمایید، در غیر اینصورت ایشان نمی توانند به شما جواب بدهند. این آدرس ایمیل دکتر هایمرز است rlhymersjr@sbcglobal.net.


چگونه چین به یک قدرت جهانی بدل شد!

(خطابه شماره ۸۸ در باب کتاب پیدایش)
HOW CHINA BECAME A WORLD POWER!
(SERMON #88 ON THE BOOK OF GENESIS)
(Farsi)

دکتر س. ل. کیگن
by Dr. C. L. Cagan

خطابه کلیسای باپتیست لس آنجلس
صبح روز یکشنبه ۷ فوریه ۲۰۱۶
A sermon preached at the Baptist Tabernacle of Los Angeles
Lord’s Day Morning, February 7, 2016

"و خدا، نوح و پسرانش را برکت داده، بدیشان گفت: بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید" (پیدایش ۹:۱).

امروز کلیسای ما سال نوی چینی را جشن می گیرد. سال نوی چینی مهمترین عید چینی بشمار می آید. دو هزار سال پیش از میلاد وقتی امپراتور هوانگ تی اولین تقویم را معرفی کرد این جشن پایه گذاری شد. تقویم چینی مثل تقویم غربی دربرگیرنده یک سال است. ولی برخلاف تقویم غربی، این تقویم بر اساس چرخش ماه استوار شده است. تقویم غربی بر اساس چرخش زمین به دور خورشید قرار دارد. زمین در طول یکسال بدور خورشید می چرخد که سبب ایجاد فصول تابستان، پاییز، زمستان و بهار می شود.

تقویم چینی بر مبنای چرخش ماه بدور زمین حساب می شود. ماه دقیقاً دوازده مرتبه در سال بدور زمین نمی چرخد. به این دلیل است که سال نوی چینی هر سال در تاریخ متفاوتی جشن گرفته می شود، مثل عید فصح در یهودیت و عید قیام در مسیحیت. اول سال نوی چینی ممکن یک روزی بین اواخر ژانویه و اواسط فوریه بیافتد. امسال سال نوی چینی مصادف با ۸ فوریه بوده است. این جشن را از لحاظ سنتی چند روز برگزار می کردند و مناسب و شایسته است که سال نو را امروز جشن بگیریم.

یک چرخه کامل تقویم قمری چینی شصت سال طول می کشد و از پنج چرخه ۱۲ ساله تشکیل می شود. در تقویم چینی هر چرخه ۱۲ ساله را با یک حیوان پستاندار، خزنده یا پرنده نامگذاری کرده اند – مثل موش، گاو نر، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، گوسفند، میمون، خروس، سگ و خوک. امسال (سال ۲۰۱۶) سال میمون است. شکلهایی از این جشن سال نو در کشورهایی که تحت تاثیر چینی ها بوده اند جشن گرفته می شود مثل کشورهای کره، کامبوج، ویتنام، مغولستان، تایلند، اندونزی، مالزی، فیلیپین، سنگاپور، تایوان و جماعتهای چینی در هر جایی که باشند و حتی در ژاپن تا سال ۱۸۳۷ که ژاپنی ها تقویم غربی را برگزیدند ادامه داشته است.

چین یکی از کشورهای بزرگ جهان است. چین بیشتر از هر کشور دیگری جمعیت دارد – تقریباً یک و چهار دهم میلیارد نفر یعنی بیش از چهار برابر جمعیت ایالات متحده. چین به قدرت عظیم سیاسی، اقتصادی و نظامی تبدیل شده است. با افول آمریکا و غرب، چین بزودی به کشور پیشرو جهان بدل خواهد شد.

نبوت کتاب مقدس یک احیای روحانی عظیمی را در چین پیشگویی کرده است. اشعیا هفتصد سال پیش از مسیح گفت، "اینک بعضی از جای دور خواهند آمد و بعضی از شمال و از مغرب و بعضی از دیار سینیم" (اشعیا ۴۹:۱۲). این نبوت با انفجار مسیحیت در چین در حال تحقق یافتن است. هم اکنون بیش از ۱۳۰ میلیون مسیحی در آنجا وجود دارد. "سینیم" نام کهن سرزمین چین است. دکتر هنری م. موریس و عالمان بسیار دیگری نیز "سینیم" را بعنوان چین تشخیص داده اند (The Defender’s Study Bible; note on Isaiah 49:12). این نبوت امروز در حال تحقق است. هر یکشنبه صبح تعداد افرادی که در چین به کلیسا می روند خیلی بیشتر از مجموع افرادی است که در آمریکا، کانادا و اروپا رویهمرفته به کلیسا می روند! جوانان چینی زیادی به کلیسای ما رفت و آمد کرده اند. بعضی ها به مسیح اعتماد کرده و ایمان آورده اند و ما خدا را بخاطر آن شکر می کنیم!

چین تاریخ بلندی دارد. تمدن چین، نزدیک رود زرد، دو هزار سال پیش از مسیح از سلسله ژیا آغاز شد. تمدن چین در ۱۶۰۰ سال پیش از مسیح در سلسله شنگ قدرت بیشتری پیدا کرد.

حدود دویست سال پس از توفان نوح مردمی در چین زندگی می کردند. خدا نوع بشر را با توفان نوح مورد قضاوت قرار داد. آب تمام جهان را فرا گرفت. تنها نوح و خانواده اش در کشتی نجات یافتند. سپس آب فروکش کرد. نوح و خانواده اش از کشتی خارج شدند. لطفاً پیدایش ۹:۱ را از کتاب مقدستان باز کنید. از کتاب اسکافیلد در صفحه ۱۶ است. خدا به آنها گفت، "بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید" (پیدایش ۹:۱).

شاید کسی بپرسد، "آیا چنین چیزی واقعیت داشته؟ اصلاً این به تاریخ چین مربوط می شود؟ چطور ممکن است که بشریت در دویست یا سیصد سال از هشت نفر به میلیونها نفر برسد – که مردم بتوانند در چین، هند، مصر و جاهای دیگر شهرهایی را بنا کنند؟" امروز صبح می خواهم که به این سوالها جواب بدهم.

اول، راجع به ماقبل توفان فکر کنید. بیش از شش هزار سال پیش، خداوند به اجداد ما گفت، "بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید" (پیدایش ۱:۲۸). خدا به آنها گفت که فرزندان داشته باشند و زمین را پر کنند.

آدم و اعقاب او زمین را پر کردند. در آن زمان مردم تا ۸۰۰ یا ۹۰۰ سال زندگی می کردند. محیط زیست بهتر از زمان کنونی بود. زمین با چتری از بخار آب پوشیده شده بود که آنرا از تشعشعات کیهانی در امان نگه می داشت. هیچ بارانی در آن زمان وجود نداشت. بجای آن "مه از زمین برآمده، تمام روی زمین را سیراب می‌کرد" (پیدایش ۲:۶). شبیه یک گلخانه بود، یک جای باصفا برای زندگی کردن. گیاهان و جانوران شکوفا شدند. همینطور هم مردم. آنها تا ۹۰۰ سال یا بیشتر زندگی می کردند. کتاب مقدس می گوید، "پس تمام ایام آدم که زیست، نهصد و سی سال بود که مرد" (پیدایش ۵:۵).

ولی آدم گناه کرده بود و گناه و مرگ را برای نسل انسان به ارمغان آورده بود. به این دلیل فرزند اول آدم یعنی قائن برادرش هابیل را کشت (پیدایش ۴:۸). خداوند به قائن گفت، "و پریشان و آواره در جهان خواهی بود" (پیدایش ۴:۱۲). قائن به دور دستها گریخت "و در زمیـن نـود، بطـرف شرقــی عـدن، ساکــن شـد" (پیدایش ۴:۱۶). "زمین نود" در واقع به معنی "سرزمین سرگردانی" است. دکتر م. ر. دی هان گفته، "سنت روایت می کند که قائن به سرزمین های دور دست به هند و چین رفت" (The Days of Noah, Zondervan, 1971, p. 33). قائن بدور از والدینش شهری بنا نمود (رجوع به پیدایش ۴:۱۷).

قائن فرار کرده بود. هابیل کشته شده بود. آدم و حوا فرزند دیگری به نام شیث بدنیا آوردند (پیدایش ۴:۲۵). آنها "پسران و دختران" آوردند (پیدایش ۵:۴). آدم در عمر ۹۳۰ ساله خود فرزندان بیشماری داشت. بر اساس سنت یهود، آدم و حوا ۵۶ فرزند داشتند!

شیث ۹۱۲ سال عمر کرد. او "پسران و دختران" داشت (پیدایش ۸ ،۵:۷). پسر شیث یعنی انوش ۹۰۵ سال زندگی کرد. او هم "پسران و دختران" داشت (پیدایش ۱۱ ،۵:۱۰). پسر انوش یعنی قینان ۹۱۰ سال زندگی کرد. او "پسران و دختران" آورد (پیدایش ۱۴ ،۵:۱۳). فصل پنجم پیدایش شامل اسامی و سنین مردان بزرگ آن زمان است. اکثر آنها بیش از ۹۰۰ سال زندگی کردند. آنها فرزندان زیادی داشتند. نسل بشر زمین را پر کرد.

در زمان توفان میلیونها بلکه میلیاردها انسان زندگی می کردند. آنها باید در بخشهای عمده ای از زمین گسترش یافته باشند. این مطلب با عالمگیر بودن توفان نوح جور درمی آید. توفان تمام جهان را فرا گرفت چون مردم تمام زمین را پر ساخته بودند!

آنها بعنوان گناهکاران زمین را پر کرده بودند. "و خداوند دید که شرارت انسان در زمین بسیار است، و هر تصور از خیالهای دل وی دائماً محض شرارت است" (پیدایش ۶:۵). "و زمین نیز بنظر خدا فاسد گردیده و زمین از ظلم پُر شده بود" (پیدایش ۶:۱۱).

خداوند با توفان نسل بشر را محکوم کرد. آبها زمین را برای ۱۵۰ روز پوشاندند (پیدایش ۷:۲۴). تنها نوح و خانواده اش – هشت نفر – در کشتی زنده ماندند. دیگران غرق شده به جهنم رفتند. آبها و توفان فروکش نمود. کشتی بر کوه آرارات در ارمنستان فرود آمد (پیدایش ۸:۴). وقتی نوح و خانواده اش از کشتی خارج شدند، خداوند به آنها گفت، "بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید" (پیدایش ۹:۱).

این همان حکمی بود که خداوند به آدم و حوا داد. کار آسانی بود. مردم قرنهاست که زندگی می کنند – نه به اندازه پیش از توفان چون آن چتر حفاظت کننده از بین رفته. ولی یک زوج هنوز می توانند ۲۰ تا ۳۰ بچه داشته باشند.

سرپا بایستید و سرود "جان من، پادشاه آسمان را حمد بخوان" را بسرایید.

جان من، پادشاه آسمانی را حمد بخوان، بر قدومش سپاست را بگذار؛
   رستگار و شفا یافته، درمان و بخشوده شده، چه کسی مثل تو حمدش باید خواند؟
حمدش خوانید! حمدش خوانید! حمد و سپاس بر پادشاه تا ابدالآباد.
   (“Praise, My Soul, the King of Heaven,” from Psalm 103; by Henry F. Lyle, 1793-1847 )

بفرمایید بنشینید.

پراکنده شدن در دنیا کار راحتی بود. آب و هوا بعد از توفان خنکتر بود. دانشمندان این دوره را "عصر یخبندان" می نامند. بیشتر آب در لایه های یخ ذخیره شده بود. کوهها به بالا فشرده شده بودند و اقیانوسها پسروی کرده بودند. یک پل ارتباطی خشکی میان روسیه و آلاسکا وجود داشت. دانشمندان نشان داده اند که "سرخپوستان" بومی – از آلاسکا تا آمریکای جنوبی به مردم چین مربوط می شوند.

دلیل دیگری وجود دارد که چرا پر کردن جهان در دویست یا سیصد سال کار آسانی بود. مردم از پیش جغرافیای جهان را می دانستند. پیش از توفان آنها نمای زمین را می شناختند. اجداد آنها در هند و چین بوده اند. آنها می دانستند که به کجا می روند!

پر کردن دوباره جهان کار آسانی بود. بیش از آنچه که باید این کار وقت گرفت. بعداً توضیح می دهم چرا. ولی وقتی که مردم پخش شدند، زمینهای زیادی را خیلی سریع پر کردند! پسران نوح عبارت بودند از سام و حام و یافث (پیدایش ۱۰:۱). سام تبدیل شد به جد مردم نژاد سامی یعنی اهالی خاورمیانه. ابراهیم از اعقاب سام بود. ابراهیم از طریق پسرش اسحق، پدر قوم یهود بود. از طریق پسرش اسماعیل، پدر اعراب بود. هر دو قوم یهود و عرب سامی هستند.

یافث جد ملل اروپا و آسیا شد. یکی از پسرانش جومر، پدر ملل بسیاری در اروپای غربی بود. پسر دیگر ماجوج جد مردم روسیه و اوکراین بود. یکی از نوادگان یافث ترشیش بود، یعنی جد مردم اسپانیا. مردم چین از اعقاب یافث هستند.

حام جد مردم حامی، یعنی ملل آفریقا بود. یکی از فرزندان حام مصرایم بود (پیدایش ۱۰:۶)، که نام عبری مصر است یعنی اولین کشور آفریقا که مردم به آن دست یافتند.

اعقاب نوح در مدت کوتاهی دنیا را پر کردند. ولی این عمل بسرعت انجام نگرفت! ابتدا آنها از اطاعت خداوند سرپیچی کرند. همانطور که عهد جدید می گوید، "زیرا دلبستگی به امور نفسانی [ذهن بازگشت نکرده] دشمنی با خداست" (رومیان ۸:۷). این فطرت شخص گناهکار است که علیه خداوند سرکشی کند. مردم از ازدیاد و پر کردن زمین سرپیچی کردند. چه اتفاقی افتاد؟

یکی از پسران حام کوش بود که پدر نمرود بود (پیدایش ۹-۱۰:۶). نمرود مردی مغرور و شریر بود. او برای خود پادشاهی برپا کرد و از شهر بابل در سرزمین شنعار (که بعدها بابل خوانده شد) حکومت می کرد. مردم با وجود این پادشاه نمرود از پر کردن زمین سر باز زدند. آنها گفتند، "بیایید شهری برای خود بنا نهیم، و برجی را که سرش به آسمان برسد، تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم، مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم" (پیدایش ۱۱:۴). آنها نمی خواستند که پخش و پراکنده بشوند. می خواستند شهری و برجی بسازند که مرکز قدرت باشد و شکوه آنها را نشان بدهد.

ولی خداوند بر آنها حکم کرد. آنها را از ساختن برج باز داشت. تا آن زمان همه به یک زبان صحبت می کردند. "تمام جهان را یک زبان و یک لغت بود" (پیدایش ۱۱:۱). و خدا گفت،

"اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند. پس خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر باز ماندند. از آن سبب آنجا را بابل نامیدند، زیرا که در آنجا خداوند لغت تمامی اهل جهان را مشوش ساخت. و خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده نمود" (پیدایش ۹-۱۱:۷).

خداوند زبان آنها را مشوش ساخت. نام "بابل" به معنای "مشوش" است. مردم نتوانستند یکدیگر را بفهمند. هر کس فقط می توانست با مردم گروه خودش صحبت کند. آنها نتوانستند برج را تمام کنند. جامعه آنها از هم پاشید. آنها از هم جدا شدند و با مردمی که توانستند با آنها صحبت کنند روانه شدند – یعنی با خویشاوندان نزدیکشان. آنها زمین را پر کردند – وقتی که مجبور به اینکار شدند. کتاب مقدس می گوید در آن ایام "زمین منقسم شد" (پیدایش ۱۰:۲۵).

این اتفاقات ۱۰۰ سال بعد از توفاق بوقوع پیوست. نسل بشر یک قوم بود. هنوز هم چنین است! کتاب مقدس می گوید خداوند "و هر امت انسان را از یک خون ساخت" (اعمال رسولان ۱۷:۲۶). به این دلیل است که هر مردی می تواند با هر زنی ازدواج کند و صاحب فرزندان بشود. تمام انواع بیولوژیک نسل بشر در نوح و خانواده او شامل بود. ولی بعد از برج بابل، مردم به گروههای کوچکتر زبانی تقسیم شدند. برای صدها سال فقط از گروههای خودشان ازدواج می کردند. پس خیلی زود یک گروه از مردم به دیگران شباهت نداشتند. از اینجاست که نژادهای مختلف و زبانها و ملل پدید آمدند. برخی به اروپا رفتند و زبانهای خودشان را صحبت کردند. بعضی به آفریقا رفتند. دیگران به چین رفتند و با یکدیگر به زبان چینی صحبت کردند.

این روند زمان کوتاهی را در برگرفت. این گروههای زبانی در سرتاسر جهان پراکنده شدند. اعقاب یافث به اروپا، هند و چین و بالاخره به قاره آمریکا رفتند. اعقاب حام به آفریقا رفتند. اعقاب سام هم خاورمیانه را پر کردند.

به هر کجا که رفتند توفان را فراموش نکردند. به این دلیل است که اقوام تمام جهان افسانه هایی درباره توفان دارند. بومیان شمال غرب آمریکا درباره شخصی صحبت می کنند که قایقی ساخت. مردم جزایر فیجی افسانه ای درباره یک توفان دارند.

هر کجا که رفتند مردم به یک خدا اعتقاد داشتند. آنها این را از نوح و پسرانش یاد گرفته بودند. اقوام آمریکای شمالی به خدایی ایمان داشتند که او را روح بزرگ می نامیدند. در زبان هندو-اروپایی، که منتهی به زبانهای هندی و اروپایی شد، می شنویم اصطلاح "Dyeus-Pater" یعنی "خدا- پدر" یا خدای پدر در آسمان. از این اصطلاح نام خدای یونانی زئوس و خدای رومی ژوپیتر می آید.

مغولها به تنگری عقیده داشتند که خدای-آسمان بود و از خدای پدر ناشی شده بود. چینی های باستان به خدای یگانه اعتقاد داشتند. دکتر جیمز لگ (۱۸۹۷-۱۸۱۵) استاد زبان و ادبیات چینی در دانشگاه آکسفورد بود. دکتر لگ در کتابش با عنوان ادیان چین (Charles Scriber’s Sons, 1881) نشان داد که دین اصلی چین اعتقاد به یک خدا داشت که او را شانگ تی (پادشاه آسمان) می نامیدند. دو هزار سال پیش از مسیح، قرنها پیش از آنکه کنفوسیوس و بودا متولد بشوند، چینی ها خدای واحد را پرستش می کردند – خدای پدر، پادشاه آسمان.

دین اصلی چین بودایی نبود. بودا اصلاً چینی نبود! او در هند زندگی می کرد. بودیسم از هند به چین آورده شد. دین اصلی چین یکتاپرستی بود، اعتقاد به خدای واحد – شانگ تی، پادشاه آسمان. بعدها، خرافات و خطاها اضافه شدند. ولی شانگ تی، پادشاه آسمان، خدای اصلی چین بود! "جان من، پادشاه آسمان را حمد بخوان." بایستید و بسرایید!

جان من، پادشاه آسمانی را حمد بخوان، بر قدومش سپاست را بگذار؛
   رستگار و شفا یافته، درمان و بخشوده شده، چه کسی مثل تو حمدش باید خواند؟
حمدش خوانید! حمدش خوانید! حمد و سپاس بر پادشاه ابدالآباد.

بفرمایید بنشینید.

چرا مردم چین از خدای حقیقی رو گردان شدند؟ چون گناهکار بودند. تمام مردم جهان گناهکار هستند. مردم باستان در هر سرزمینی گناهکار بودند. آنها در "دشمنی با خدا" بودند (رومیان ۸:۷). آنها خدا را نخواستند. پس خرافات و بت ها و مذاهب کاذب را ابداع کردند. کتاب مقدس می گوید،

"اگر چه آنها خدا را شناختند ولی آن طوری که شایستۀ او است از او تکریم و تشکر نکردند‌. در عوض افکارشان کاملا پوچ گشته و عقل ناقص آنها تیره شده است‌. در حالی که ادعای حکمت می‌کنند نشان می‌دهند که نادان هستند‌. آنها جلال خدای جاودان را به بت‌هایی شبیه انسان فانی و پرندگان و چهار پایان و خزندگان تبدیل کردند‌" (رومیان ۲۳-۱:۲۱).

این اتفاق بر سر تمام انسانیت افتاد. این اتفاق در مصر، در بابل، در اروپا، در هند و در چین افتاد. اینها جاهای هستند که ادیان کاذب جهان بوجود آمدند. گناهکاران حقیقت را نپذیرفتند و همه نوع دروغ را جایگزینش کردند. نور کمسو شد. تاریکی افزون گشت. دیگر امیدی در انسان باقی نماند.

این خدا بود که به یاری ما شتافت. خدا به شهر گناهکار اور در کلده نظر انداخت. در آنجا به مردی به نام ابراهیم گفت، "وطن خود... را ترک کن... من به تو قومی کثیر خواهم داد و آنان ملّتی بزرگ خواهند شد. من تو را برکت خواهم داد... تو خودت مایه برکت خواهی بود... و به وسیله تو همه ملّتها را برکت خواهم داد" (پیدایش ۳-۱۲:۱). خداوند به او گفت، "من تو را فرا خوانده ام." ابراهیم به خدای حقیقی ایمان آورد. او پدر قوم یهود شد یعنی قوم برگزیده خدا بر زمین.

خدا از قوم یهود استفاده کرد تا کتاب مقدس را به ما بدهد. و خداوند پسرش عیسی را فرستاد تا از دختری یهودی به نام مریم متولد بشود. آنجا در اسراییل عیسی بزرگ شد. آنجا در اسراییل بر روی صلیب مرد تا مزد گناه ما را بپردازد. خون خود را ریخت تا گناه ما را بشوید. از مردگان برخاست تا به ما زندگی عطا کند. عیسی برای تمام بشر مرد – نه فقط برای یهودیان، بلکه برای مردم چین و تمام دنیا! مسیح "کفارهً گناهان ماست، نه تنها گناهان ما بلکه گناهان همهً مردم دنیا‌" (اول یوحنا ۲:۲). مسیحیت تنها دین حقیقی برای بشریت است. این "دین آمریکایی ها" نیست. بیشتر آمریکایی ها مسیحیان حقیقی نیستند. مسیح برای یک ملت یا فرهنگ نبود. مسیحیان در تمام کشورهای جهان هستند چون مسیح "برای گناه تمام جهان" مرد – برای چینی ها، کره ای ها، اسپانیایی زبانها، آفریقایی ها – و برای شما! مردم چین و تمام جهان به عیسی اعتماد و ایمان دارند. عیسی به شما می گوید "نزد من آیید" (متی ۱۱:۲۸). نزد عیسی بیایید. به او اعتماد کنید.

انسان نمی تواند به تنهایی خدا را پیدا کند. کتاب مقدس می گوید، "آیا عمق‌های خدا را می‌توانی دریافت نمود؟" (ایوب ۱۱:۷). در واقع هیچکس نمی خواهد خدا را پیدا کند. کتاب مقدس می گوید، "کسی طالب خدا نیست" (رومیان ۳:۱۱). این خدا است که سعی می کند ما گناهکاران را نجات بدهد.

پیش از آنکه جهان آفریده شود، خدا قصد داشت که بعضی از مردم زمین را نجات بدهد. نقشه خدا همیشه این بوده که پسرش عیسی را بفرستد تا برای گناهکاران بمیرد. کتاب مقدس درباره عیسی می گوید، "بره ای که از بنای عالم ذبح شده بود" (مکاشفه ۱۳:۸). این نقشه خدا برای قومش بود که همه جا هستند. مسیح برای همه مرد تا همه نجات پیدا کنند.

کتاب مقدس می گوید، "اما خدا محبت خود را نسبت به ما کاملا ثابت کرده است زیرا در آن هنگام که ما هنوز گناهکار بودیم مسیح به خاطر ما مرد‌" (رومیان ۵:۸). کتاب مقدس می گوید، "محبتی که من از آن سخن می‌گویم محبت ما نسبت به خدا نیست، بلکه محبت خدا نسبت به ماست محبتی که باعث شد او پسر خود را به عنوان کفارهً [جزای رضایت خاطر] گناهان ما به جهان بفرستد‌" (اول یوحنا ۴:۱۰). خدا آنقدر شما را دوست دارد که پسرش عیسی را فرستاد تا بر روی صلیب بمیرد تا جزای گناه شما را بپردازد. عیسی خونش را ریخت تا گناه شما را بشوید. دعا می کنم که به عیسی هر چه زودتر ایمان بیاورید.

بایستید و این سرود را دوباره بخوانیم – "جان من، پادشاه آسمانی را حمد بخوان."

جان من، پادشاه آسمانی را حمد بخوان، بر قدومش سپاست را بگذار؛
   رستگار و شفا یافته، درمان و بخشوده شده، چه کسی مثل تو حمدش باید خواند؟
حمدش خوانید! حمدش خوانید! حمد و سپاس بر پادشاه ابدالآباد.

آمین.


اگر این خطابه شما را برکت داد، دکتر هایمرز می خواهد اینرا از طرف شما بشنود. وقتی برای دکتر هایمرز می نویسید باید به او بگویید که اهل چه کشوری هستید وگرنه او نمی تواند جواب ایمیلتان را بدهد. اگر این خطابه شما را برکت داد، لطفا به دکتر هایمرز ایمیل بفرستید و اینرا به او بگویید. لطفا اینرا هم بگویید که از چه کشوری برای او می نویسید – ایمیل دکتر هایمرز این است (اینجا را کلیک کنید) rlhymersjr@sbcglobal.net. می توانید به هر زبانی برای دکتر هایمرز بنویسید، اما اگر می توانید به زبان انگلیسی بنویسید. اگر می خواهید با پست برای او بنویسید، آدرس او چنین است: P.O. Box 15308, Los Angeles, CA 90015. می توانید به او به شماره ۰۴۵۲-۳۵۲ (۸۱۸) تلفن کنید.

( پایان موعظه)
شما می توانید موعظه های دکتر هایمرز را هر هفته در اینترنت به این آدرس بخوانید
www.sermonsfortheworld.com
روی "موعظه ها بفارسی" کلیک کنید.

You may email Dr. Hymers in English at rlhymersjr@sbcglobal.net – or you may
write to him at P.O. Box 15308, Los Angeles, CA 90015. Phone him at (818)352-0452.

آیات خوانده شده پیش از موعظه توسط آقای آبل پرودام: رومیان ۲۳-۱:۲۱.
سرود تک نفره پیش از موعظه توسط آقای بنجامین کین کید گریفیت:
“Jesus Shall Reign” (by Dr. Isaac Watts, 1674-1748).